ارباب بی رحم

ارباب بی رحم
Pاخر

ات و تهیونگ ازدواج کردن و رفتن خونه (گشادم بنویسم چی شد)

ویو اخر شب
تهیونگ
ات رو بردم خونه خیلی خوش گذشت
بهترین شب من و ات بود


ات داشت لباساش رو در می آورد
که تهیونگ اومد
داخل اتاق. رفت سمت ات و گردنش رو ما.ر.ک کرد و............(دیگه میرونی اسمات)


ات و تهیونگ به خوبی و خوشی زندگی کردن و ساحب ۲تا بچه شدن یکی دختر یکی پسر

میدونم بد شد ولی بپذیریم تا حالا زیاد فیک ننوشتم

پایان
__________
بای تا فیک بعدی اگه میخواید فیک بعدی رو بزارم که کامل نوشتمش

زیر این پست باید ۱۵ تا لایک و ۴۰ تا کامنت بزارید
دیدگاه ها (۲۹)

بچه ها برید کامنتی که زیر پارت اخر ارباب بی رحم گذاشتم رو بخ...

ارباب بی رحم P۱۲صبح آتبیدار شودم هس خفگی می کردم دیدم تهیون...

ارباب بی رحمP۱۱شباتداشتم ظرف هارو میشستم که حالت تهوع گرفتم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط