{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ارباب بی رحم

ارباب بی رحم
P۱۱


شب
ات
داشتم ظرف هارو میشستم که حالت تهوع گرفتم سریع رفتم دستشویی و عق زدم(خورم چندشم شود)
بعد از ۳دیقه ار دستشویی اومدم بیرون ارباب هنوز تو اتاقش بود همیشه این موقه میومد پایین و غذامیخورد رفتم بالا تا صداش بزنم در زدم ولس کسی جواب نداد برای همین رفتم داخل ارباب نبود صدای آب میومد حتما حمومه گفتم تا ارباب بیاد منم اتاقش،رو تمیز کنم

داشتم اتاق ارباب رو تمیز میکردم که یکی از پشت بلندم کرد ترسیده بودم خواستم جیق بزنم که دستش رو گذاشت رو دهنم

+چرا اومدی تو اتاق من

-ببخشید داشتم اتاقتون رو تمیز میکردم و خواستم بهتون بگم که شام حاضر شوده

+اوکی
چرا اینقدر کار میکنی مگه حامله نیستی
بشین وقتی کارت تموم شود

-چشم

+جنی کو

-ارباب چون صبح زود بیدار شود خوابیده

+اوکی

تهیونگ داشت همون حوله‌ای که دور کمرش بسته بود رو باز میکردم و ات همچشماش رو گرفت
+چرا چشمات رو بستی

-ارباب دارید لخت میشید خب

+باز کن

-اربا

+باز کن.

-ات چشمهاتون باز کرد و بدن لخت تهیونگ رو دید قرمز شده بود

+بشین

-چشم
نشست و تا تهیونگ لباس بپوشه سرش پایین بود
تهیونگم اومد و نشست بیش ات و ات رو گذاشت رو پاش باشکم ات بازی میکرد و می بوسیدش ات هم بهش با لبخند نگاه تهیونگ که متوجه لبخند ات شود پیشونی ات هم بوسید و ات هم بغل کرد ات رو برآید استایل بغل کرد و برد پایین ات برای تهیونگ غذا گذاشت و خورد هم که ات خواست غذا بخوره حالش بد شود و عق زد

+آت چی شوده

-رفته دستشویی

بعد از چند دیقه

+خوبی

-بله

یک ساعت بعد

+آت پاشو بریم تو حیاط حوصلم سر رفته

-چشم

رفتن حیاط

+آت عروسی افتاد آخر هفته

-چی .... یعنی ۳روز دیگه

+اره تو از من بدت میاد

-نمیدونم

+اوکی با هام رسمی حرف نزن

-چش.. باشه

+خوبه فکر کنم من یه...حسایی بهت..داشته ..باشم

-شوکه

+آت اگه عاشقت شودم ولم نمیکنی

-نه

+لبخند

-یه چی بگم ولب بهم نخند .......من...خیلی که ..........عاشقت شودم

+به لب ات یه بوسه میزنه و میگه پس بله رو گرفتم اره

-آهوم

بعد رفتن تو اتاق خوابیدن این دفعه تهیونگ آن رو بقل کرد و خوابید

چطور بود

به نظرتون تهیون واقعا ات رو دوست داره یانه
شاید ات هم بخاطر بچه به تهیونگ گفت که عاشقش ؟

اوید وارم خوشتون اومده باشه❤️💜
شرط
کامنت:۱۵
لایک :۱۵
فالو:۱۰
دیدگاه ها (۳۲)

《اسیر یک قرارداد》پارت ¹¹ویو سومیاورفتیم طبقه پایین و روی مبل...

صبح روز بعد، ات با صدای باز شدن در اتاق از خواب بیدار شد.چشم...

THE FIRST KISSPART: 4♡: خب حالا باید از خود رئیس بخوای و بری...

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

پارت یازدهمزمان حال الان چند ساعت از وقتی که جونگکوک بیدار ش...

forced by your side به اجبار کنار تو part:12+چشم اجومارفتم ا...

رایحه پنهانآخر سر آروم سر تکون داد.- عوم... باشه، ارباب.بعد ...

ساعت ۹ شب بود. اَت از عصر منتظر تهیونگ بود تا باهم شام بخورن...

{استاد جدید} پارت چهارم... ات بعد از کلاس مستقیم به خانه برگ...

«رایحه پنهان»تهیونگ هنوز مشغول اسپری کردن گل‌ها بود، اما هر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط