{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Help me

پارت ۷

راوی: سگ اروم تر شد و جونگ می ارومش کرد و نایلا نشست روی زمین پیش جونگ می
نایلا: فکر کنم تو جونگ می
جونگ می: ارع
نایلا: جیمین راجبت گفته بود
جونگ می: خب
نایلا: گفته بود دختر خیلی مهربونی نگفته بود بد اخلاقی
جونگ می: من بداخلاق نیستم
نایلا(بغض): هیچکدوم از خدمتکارا با من دوست نمیشن و خیلی بد رفتار میکنند. خیلی احساس تنهایی میکنم میخواستم ازت بخوام که....که...با من دوست بشی
راوی: جونگ می یه لحظه یاد خودش افتاد
جونگ می: باشه دوست میشم فقط لطفاً بغض نکن ... احساساتم فوران میکنه(راوی:فکر نمیکنی یکم زود دوست شدی؟؟؟ )
نایلا(خوشحال): مرسی ...مرسی .... مرسی ، خب پس تو من و نایلا صدا کن منم تو رو میتونم جونگ می صدا کنم
جونگ می: اره حتما
نایلا: تو بهترین دوست منی و زیبا ترین دوستم
جونگ می: ممنون
نایلا: میای بریم وسایلامو بهت نشون بدم
جونگ می: باشه بریم
راوی: رفتن داخل و نایلا تک تک وسایلاشو شروع کرد نشون دادن
نایلا: این لباس زرشکی رو خیلی دوست دارم
جونگ می : اره قشنگه
راوی: یهو صدای در اومد و در عمارت محکم بسته شد
و نایلا و جونگ می از اتاق اومدن بیرون که با جونگ کوک مواجه شدن
نایلا: سلام
جونگ کوک: علیک ، خدمتکار جدیدی؟؟
جیمین: نایلا دوست دخترم
راوی: جونگ کوک داشت اب میخورد که ریخت همش از دهنش بیرون و روی صورت جیمین که روبه روش بود
جونگ کوک: ببخشید ، من متوجه نشدم شما کی هستید
نایلا: نه مشکلی نداره
جونگ کوک: جونگ می برام قهوه بیار
جونگ می : اها ، باشه
راوی: جونگ کوک رفت داخل اتاقش و سریع رفت حموم و جونگ می قهوه رو اورد و رفت داخل اتاق جونگ کوک و قهوه رو گذاشت سر میز و رفت بیرون

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۰)

Help me

Help me

Help me

Help me

Help me

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط