{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو تاکسی نشسته بودم 1 دفه دختره گفت چی؟

تو تاکسی نشسته بودم 1 دفه دختره گفت چی؟
من: هیچی
دختره:چی؟
من:به جان خودم هیچی
دختره:چی؟
من:خدا شاهده هیچی
دختره:چی؟
من:اقای راننده جان مادرت وایسا میخوام پیاده شم
راننده:خفه شو بشین سر جات خانم داره عطسه میکنه
دیدگاه ها (۳)

ﭘﺪﺭﯼ ﺩﺭ ﺑﺴﺘﺮ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ﻭ ﺁﺧﺮﯾﻦ ﻟﺤﻈﺎﺕ ﻋﻤﺮ ﭘﺴﺮﺍﻧﺶ ﺭﺍ ﺟﻤﻊ ﮐﺮﺩﻭ ﮔﻔﺖ...

چطور شدن؟؟؟؟؟؟کیک کشک بادمجونن....

فصل اول:روزگاری خانه هامان سرد بودبردن نفتِ زمستان درد بودیک...

همسایمون نذری آورده بود اومدم تشکر کنم قاطی کردم گفتم خداروش...

جند پارتی تهیونگ

شاهزاده دوست داشتنی من

☆‌عشق اجباری من✧P6ویو نویسندهچراغ‌های عمارت خاموش شده بود و ...

پارت ۲ (سرنوشت) ویو ا/ت:خیلی داشت تند میرفت ریده بودم به خود...

The unwanted roommate __________________________ویو جئون جون...

رمان دخت من

#اونـ_مالـ_منهـ𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐𝟖ته:گفتم میریم یعنی میریمکوک:ته نمیخوام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط