{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خرقهای که دنیا برای ما دوخت به تن روحمان تنگ میآمد

خرقه‌ای که دنیا برای ما دوخت به تن روح‌مان تنگ می‌آمد.
نپذیرفتیم؛
لاجرم، هر روز دردی عمیق در سینه‌هامان ضربان می‌گرفت و مجبور بودیم بگوییم «زنده‌ایم!»

_زِ.نون
دیدگاه ها (۲)

•در اولین قدم، باید دل‌ َت بشکند!•

گمش کردم ...

|جَبَرَ الله قُلوباً لایَعلمـُ بِڪَسرِها سِوَاه!|‌‏خدا بند ب...

امروز به مرگ خودم فکر کردم؛ به شیوه مردنم. به لحظات پایانی. ...

اینجا ، پشت پردهِ ی بارانی اشک هایش،تمام دنیایِ من خلاصه شده...

چی بگم والافقط میشه گفت دلم تنگ شده ۲ سال و ۶ ماهه ناپدید شد...

سه پارتی تهیونگ ( در آغوش تو ) پارت یک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط