{% if state.amp %}
{% else %} {% endif %}
sipyaro
۸
پسند
.
در سنی که باید چشمهایمان چراغِ عبور میشد و در تاریکی، راهِ نامرئیِ امید را پیدا میکرد، مردمکهایمان به دو حفرهی بینور فرو رفت و پلکها، از بس که شب را بلعیدند، مثل پوستِ سوخته بر شیارهای صورت چسبیدند.
دانلود
۵۶۴
۰۸ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (
۰
)
🌙🕯️✨ تمام فانوسهای جهان را هم که روشن کنی...🌌🏮 باز هم شب، ش...
جنگل نفرین شده پارت ۱۷
اخرین بازمانده
رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_3 فصل دوم | قان...
تاحالا شنیدید میگن:«هر کاری، ابزار خودش رو میخواد.»واقعاً ...
⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p94شب، جنگل رو بلعیده بود.نور چراغ جلوی ...
RESPECT OR DIE : پارت اول | ورود به تاریکیساعت از نیمهشب گذ...
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط
{{#video_url}}
{{/video_url}}
{{ seo.summary }}
خانه
سوالات متداول
درباره ما
قوانین