{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت۵

پارت۵
بوسه ای از تو😍🫦
بعد از چند وقت که از جین وقت خواستم شوگا بهم زنگ زد و گفت:
شوگا: الو لیا خوبی؟
من: اره خوبم ممنون‌‌.
شوگا: میتونی بیای اینجا پیش من؟!
من: برای چی؟؟ اتفاقی افتاده؟
شوگا: هیچی نگو و فقط بیا اینجا.
من: باشه.
(پرش زمانی)
[نیم ساعت بعد]
رسیدم خونه بنگتن که همه نشسته بودن و جین زخمی بود. من برام سوال بود پس رفتم جلو و پرسیدم:
من: چه اتفاقی افتاده؟ چرا جین....
جیمین: یکی تو خیابون به جین حمله کرده.(ادمین: غلط کرده به جین ما حمله کرده.🤬)
من: چی! یعنی چی؟ چرا؟
نامجون: ما هم نمی دونیم.
جین: میشه با لیا تنها حرف بزنم؟
شوگا: چرا ؟
من: شاید کار مهمی داره پس لطفا .....
همه از اتاق رفتن بیرون و منو جین تنها بودیم.
همین که همه جین سریع منو بوسید.
(ادمین: عرررررر دختره خر شانس😭😭)
من: داری چه کار میکنی؟؟
جین: می‌بوسمت.
من: چرااااااااا؟؟؟
جین : چون عاشقتم.
بعد چند دقیقه سکوت بالاخره به جین عتراف کردم.که منم عاشقش شدم.
جین: واقعا ؟؟
من: اره.
خداحافظی کردم و رفتم خونه،البته قرار شد پس فردا با جین برم کافه . رسیدم خونه و خوابیدم تا فردا.
دیدگاه ها (۵)

عاشقان شیطانی

خودم خرداد(کاناتو)

پارت 4 بوسه ای از تو😘😇من اونجا دکتر شان و دیدم که حال شوگا ر...

پارت ۳ بوسه ای از تو🫀🌹بعد چند ساعت که کنسرت تموم شد شوگا رو ...

عشقم تو میتونی

درخواستی💜پارت 2 ساعت 11 شب بود که رسیدم خوابگاه.رفتم حموم،رو...

مافیای من part: 32. ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط