پارت ۳
پارت ۳
بوسه ای از تو🫀🌹
بعد چند ساعت که کنسرت تموم شد شوگا رو سوار ماشین می کنند و می برن خونه .
(پرش زمانی)
جیمین: شوگا چرا اینقدر سنگینی ؟ کمرم شکست.
شوگا: من سنگین نیستم تو کوچولویی.
جیمین: لطفاً ساکت شو.
شوگا : نمی خوام.
جیمین عصبانی میشه و بلند میشه که شوگا رو بزنه .
نامجون : بسه دیگه دیوونم کردین. عه
شوگا: اصلا من میرم تو اتاقم.
(نیم ساعت بعد)
تق تق
شوگا: کیه؟
لیا: منم، اجازه هست بیا تو!
شوگا: اره بیا.
لیا: حالت خوبه مشکلی نداری؟اومدم ازت خداحافظی کنم .
شوگا: مگه داری میری؟
لیا: اره، چند تا کار دارم که باید انجام بدم ولی دوباره میام پیشت.
(پرش زمانی)
همینجوری که داشتم قدم میزدم که برسم خونه یکی رو دیدم که برام باور نکردنی بود........ .
بوسه ای از تو🫀🌹
بعد چند ساعت که کنسرت تموم شد شوگا رو سوار ماشین می کنند و می برن خونه .
(پرش زمانی)
جیمین: شوگا چرا اینقدر سنگینی ؟ کمرم شکست.
شوگا: من سنگین نیستم تو کوچولویی.
جیمین: لطفاً ساکت شو.
شوگا : نمی خوام.
جیمین عصبانی میشه و بلند میشه که شوگا رو بزنه .
نامجون : بسه دیگه دیوونم کردین. عه
شوگا: اصلا من میرم تو اتاقم.
(نیم ساعت بعد)
تق تق
شوگا: کیه؟
لیا: منم، اجازه هست بیا تو!
شوگا: اره بیا.
لیا: حالت خوبه مشکلی نداری؟اومدم ازت خداحافظی کنم .
شوگا: مگه داری میری؟
لیا: اره، چند تا کار دارم که باید انجام بدم ولی دوباره میام پیشت.
(پرش زمانی)
همینجوری که داشتم قدم میزدم که برسم خونه یکی رو دیدم که برام باور نکردنی بود........ .
- ۲.۵k
- ۲۲ شهریور ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط