{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سرخپوستی پیر به نوه خود گفت: «فرزندم، درون ما بین دو گرگ،

سرخپوستی پیر به نوه خود گفت: «فرزندم، درون ما بین دو گرگ، کارزاری برپاست. یکی از گرگ ها شیطان به تمام معنا، عصبانی، دروغگو، حسود، حریص و پست، و گرگ دیگری آرام، خوشحال، امیدوار، فروتن و راستگو.»
پسر کمی فکر کرد و پرسید: «پدر بزرگ کدام یک پیروز است؟»
پدر بزرگ بی درنگ گفت: «همانی که تو به آن غذا می دهی.»
شما به کدامشان غذا می دهید؟
دیدگاه ها (۶)

روزی از دانشمندی ریاضی دان نظرش را درباره انسانیت پرسیدند, د...

ﻣﻌﻠﻤﯽ ﺑﻪ ﺩﺍﻧﺶ‌ﺁﻣﻮﺯﺵ ﮔﻔﺖ: ﺗﺎ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﺍﺯ ﺑﻬﺸﺖ ﺧﺎﮎ ﻧﯿﺎﻭﺭﯼ، ﻧﻤﺮﻩ‌ﯼ...

مادري پیر مرا،نکته ای زیبا گفت!از بد دنیا گفت!گفت طاووس مشوک...

سرخپوستی پیر به نوه خود گفت: «فرزندم، درون ما بین دو گرگ، کا...

سرخپوستی پیر به نوه خود گفت:فرزندم، درون ما بین دو گرگ، کارز...

سرخپوستی پیر به نوه خود گفت:فرزندم، درون ما بین دو گرگ، کارز...

سرخپوستی پیر به نوه ی خود گفت: فرزندم در درون ما بین دو گرگ...

ما مدام گرفتار گرگ های درونمان هستیم

سرخ‌پوستی پیر به نوه خود گفت : فرزندم درون ما بین دو گرگ کار...

سرخ پوستی به نوه اش گفت :در درون ما بین دو گرگ کارزاری برپا ...

حكايتي است که سرخپوستي مي گويد :نوه اي و پدربزرگش در حال گفت...

سلامدوست دارم در مورد این داستان زیبا و جالب نظرات شما عزیز...

نوه و پدربزرگش در حال گفتگو بودند . سرخپوست پیر می گوید :پسر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط