{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حكايتي است که سرخپوستي مي گويد :

حكايتي است که سرخپوستي مي گويد :
نوه اي و پدربزرگش در حال گفتگو بودند . سرخپوست پير مي گويد :
پسر ، در درون هر كسي دو گرگ زندگي مي كند . يكي از اين گرگها عصباني ، خسيس ، حسود ، مغرور و تنبل است اما گرگ دومي ، خوب ، مهربان ، متواضع و خويشتن دار است . اين دو گرگ پيوسته با هم در جنگ و ستيزند .
پسر كوچك با شنيدن حرف هاي پدربزرگش پرسيد :
اما پدربزرگ ، كدام شان در اين جنگ برنده مي شوند ؟
پدربزرگ تبسمي كرد و گفت :

هر كدام كه تو به او غذا بدهي.. 
دیدگاه ها (۶)

عاشورا هنوز هست و وسعتش دیگر به شهر هزار رنگ کوفه تا دشت پر ...

خدای مناز میان تمام نام هایت تنها نامی که غربت زمین را به قر...

آنکه هر روز طلوع میکندخورشید نیستچشم های توست...آنکه گاه به ...

دلتنگی یعنی :هم پاییز باشدهم ابر باشدهم باران باشد و هم خیاب...

نوه و پدربزرگش در حال گفتگو بودند . سرخپوست پیر می گوید :پسر...

سرخپوستی پیر به نوه خود گفت:فرزندم، درون ما بین دو گرگ، کارز...

سرخپوستی پیر به نوه خود گفت:فرزندم، درون ما بین دو گرگ، کارز...

سرخپوستی پیر به نوه خود گفت: «فرزندم، درون ما بین دو گرگ، کا...

سرخ‌پوستی پیر به نوه خود گفت : فرزندم درون ما بین دو گرگ کار...

سرخپوستی پیر به نوه خود گفت: «فرزندم، درون ما بین دو گرگ، کا...

شکارچیان شگفت انگیز

متن کامل آهنگ:خواننده: بی.ام.لیمیت @BMLIMITاین صدای بیداری ا...

متن کامل آهنگ:خواننده: بی.ام.لیمیت @BMLIMITاین صدای بیداری ا...

به به👍🏻😍𝐍𝐞𝐰 𝐩𝐨𝐬𝐭.𖥔 ݁ ˖🩷✦با لایک و کامنت هاتون خوشحالم کنید💕🧚...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط