{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سرخ‌پوستی پیر به نوه خود گفت : فرزندم درون ما بین دو گرگ

سرخ‌پوستی پیر به نوه خود گفت : فرزندم درون ما بین دو گرگ کارزاری برپاست.یکی از گرگ‌ها شیطان به تمام معنا ، عصبانی ، دروغ‌گو ، حسود ، حریص و پست و دیگری آرام ، خوشحال ، امیدوار ، فروتن و راستگو.

پسر کمی فکر کرد و پرسید :‌ پدربزرگ کدام یک پیروز است ؟

پدربزرگ بی‌درنگ گفت : همانی که تو به آن غذا می‌دهی.
دیدگاه ها (۳)

چه بی تابانه می خواهمت ای دوریت آزمون تلخ زنده به گوری! چه...

داریوش رفیعی در سن ۳۱ سالگی درگذشت ، او زاده بم بود و از ۱۹ ...

خیلی‌ها علی واکسیما یا علی ۲۰۰۰ رو میشناسن ، باکلاس‌ترین واک...

شما کافیست که مقداری گوشت خام بخورید تا به سادگی بدن شما با ...

سرخپوستی پیر به نوه خود گفت: «فرزندم، درون ما بین دو گرگ، کا...

سرخپوستی پیر به نوه خود گفت:فرزندم، درون ما بین دو گرگ، کارز...

سرخپوستی پیر به نوه خود گفت:فرزندم، درون ما بین دو گرگ، کارز...

سرخپوستی پیر به نوه خود گفت: «فرزندم، درون ما بین دو گرگ، کا...

سرخپوستی پیر به نوه ی خود گفت: فرزندم در درون ما بین دو گرگ...

ما مدام گرفتار گرگ های درونمان هستیم

سرخ پوستی به نوه اش گفت :در درون ما بین دو گرگ کارزاری برپا ...

نوه و پدربزرگش در حال گفتگو بودند . سرخپوست پیر می گوید :پسر...

حكايتي است که سرخپوستي مي گويد :نوه اي و پدربزرگش در حال گفت...

سرخپوست پیری به نوه‌اش در مورد زندگی چنین گفت: درون من یک در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط