مرده شوریرادرقبرستان دیدم گریه میکرد پرسیدم چیزی شده!گفت
مرده شوریرادرقبرستان دیدم گریه میکرد
پرسیدم چیزی شده!گفت بنشین تعریف کنم
نشستم کنارش گفت امروزجوانی را میشستم داشتم خالکوبیهایش را پاک میکردم رسیدم به سینه اش نوشته بود:مرده شور ناز بشورکه نازکش نداشتم
- ۳.۲k
- ۱۰ دی ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط