{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

💜 💜 ادامه پارت 172💜 💜 پیدا کنه واجیب این بود خیلی دلم بر

💜 💜 ادامه پارت 172💜 💜 پیدا کنه واجیب این بود خیلی دلم براش تنگ شده بود چشاش پراشک بود
- محسن این اولین وآخرین باری باشه که همچین کاری رو می کنی اونوقت دیگه هیچ وقت منو یا مادرم رو نمی بینید
لبشو محکم گاز گرفت
- وقتی خدا می بخشه من چرا نبخشم ..
نگاهم کرد ودستمو گرفت وآروم بغلم کرد روسریم رو کنار زدورو موهام رو بوسید وگفت : خیلی دوست دارم نیلوفر
- انقد که می خواستی بخاطر داداشت منو طلاق بدی
دیدگاه ها (۶)

💜 💜 💜 💜 عشــــــــق....پارت 177نیلوفر:دکتر لبخندی زدوگفت : پ...

💜 ادامه پارت 177💜 😰 رفتیم توماشین نشستیم برگشت طرفم وگفت : ...

💜 💜 💜 💜 عشــــــــــق...پارت 174نیلوفر:محسن بلند شدوگفت : بر...

💜 💜 💜 💜 عشـــــق....پارت 175نیلوفر:گذشت دیگه....مهم نیسیه نف...

PT/3                                جیمین بدون مکث خیلی سافت...

PT/4      ات مهربون: مامان و بابا کار دارن باید برن تو با دا...

عاشق دیوانه p۹

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط