- نگارش کتب درسی، خصوصا دروس ادبیات و دینی را به تیمهای
- نگارش کتب درسی، خصوصا دروس ادبیات و دینی را به تیمهای متخصص در این حوزهها و حوزههای جامعهشناسی، روانشناسی و رسانه بسپارید.
شما جامعهشناسید و معنای جملات مرا بهتر متوجه میشوید. کافی است به انبوه پایاننامهها در این حوزه مراجعه شود. به عنوان نمونه به یک مصداق اشاره میکنم.
به نظر شما کتابهای درسی فارسی که در مقابل ۴۰۳۸ اسم مردانه، تنها ۷۱۹ نام زنانه، و در مقابل معرفی ۳۸ مرد معروف تنها دو زن نامدار و در مقابل ۳۲۷ چهری مردانه تنها ۱۸ چهرهی زنانه را به تصویر میکشند؛ چه گفتمانی را به نوجوانان این جامعه دیکته میکنند؟ اوضاع در بخش کیفی از این هم بدتر است. اگر ما در کتابهایمان از الگوسازی به واسطه بزرگان ملی و مذهبی، سنتی و مدرن غافل شویم قطعا بازندهایم. اگر از معرفی رستم و سهراب واهمه داشته باشیم جایشان را جومونگها خواهند گرفت. اگر مریم میرزاخانیها را معرفی نکنیم، آنجلینا جولیها الگوی دخترانمان خواهند شد.
3- دانشگاهها را از دست مافیا نجات دهید
تلاش کنید تا با همفکری بزرگان، ظرفیت دانشگاهها را در رشتههای پردرآمد افزایش دهید و آنها را از انحصار مافیای این حرفهها خارج کنید تا با متعادل شدن درآمدهای مشاغل مختلف ، هم این فشار بر آموزش و پرورش در هدایت تحصیلی دانشاموزان کاهش یابد و هم دانشآموزان نخبه مجال عرضاندام پیدا کنند
4-پیامبر گرامی اسلام هم اگر ثروت حضرت خدیجه را در اختیار نداشتند؛ در ابلاغ رسالت دینی و فرهنگی خویش دچار مشکل میشدند.
این سخن قدیمیها بی حکمت نیست که خمیرِ بیمایه، فطیر است. کار فرهنگی بدون پشتوانهی اقتصادی، سترون است. خوشبختانه خود شما هم از ” نیازِ تبدیل شدن گفتمان آموزش و پرورش به گفتمان غالب جامعه و افزایش سهم بودجهی آن به حداقل بیست درصد از کل بودجه سخن گفتهاید.”
آموزش و پرورش نیاز به سرمایهگذاری کلان دارد تا خود و جامعه را از این وضع نامناسب رهایی بخشد. فریاد بزنید و بودجه درخواست کنید. آیا با چند هزار تومان سرانهی هر دانشآموز، میتوان آموزش و پرورش و مدرسه را هدایت کرد؟ مدیر مدرسهای که درگیری ذهنی او پرداخت قبوض آب و برق مدرسه است ؛ کدام کار آموزشی یا پرورشی را میتواند سامان بخشد؟
یا اصل سی قانون اساسی را که آموزش و پرورش رایگان است؛ عملی کنیم و یا اگر نمیتوانیم آن را به سرانجام برسانیم؛ از قانون اساسی حذف کنیم.
شما جامعهشناسید و معنای جملات مرا بهتر متوجه میشوید. کافی است به انبوه پایاننامهها در این حوزه مراجعه شود. به عنوان نمونه به یک مصداق اشاره میکنم.
به نظر شما کتابهای درسی فارسی که در مقابل ۴۰۳۸ اسم مردانه، تنها ۷۱۹ نام زنانه، و در مقابل معرفی ۳۸ مرد معروف تنها دو زن نامدار و در مقابل ۳۲۷ چهری مردانه تنها ۱۸ چهرهی زنانه را به تصویر میکشند؛ چه گفتمانی را به نوجوانان این جامعه دیکته میکنند؟ اوضاع در بخش کیفی از این هم بدتر است. اگر ما در کتابهایمان از الگوسازی به واسطه بزرگان ملی و مذهبی، سنتی و مدرن غافل شویم قطعا بازندهایم. اگر از معرفی رستم و سهراب واهمه داشته باشیم جایشان را جومونگها خواهند گرفت. اگر مریم میرزاخانیها را معرفی نکنیم، آنجلینا جولیها الگوی دخترانمان خواهند شد.
3- دانشگاهها را از دست مافیا نجات دهید
تلاش کنید تا با همفکری بزرگان، ظرفیت دانشگاهها را در رشتههای پردرآمد افزایش دهید و آنها را از انحصار مافیای این حرفهها خارج کنید تا با متعادل شدن درآمدهای مشاغل مختلف ، هم این فشار بر آموزش و پرورش در هدایت تحصیلی دانشاموزان کاهش یابد و هم دانشآموزان نخبه مجال عرضاندام پیدا کنند
4-پیامبر گرامی اسلام هم اگر ثروت حضرت خدیجه را در اختیار نداشتند؛ در ابلاغ رسالت دینی و فرهنگی خویش دچار مشکل میشدند.
این سخن قدیمیها بی حکمت نیست که خمیرِ بیمایه، فطیر است. کار فرهنگی بدون پشتوانهی اقتصادی، سترون است. خوشبختانه خود شما هم از ” نیازِ تبدیل شدن گفتمان آموزش و پرورش به گفتمان غالب جامعه و افزایش سهم بودجهی آن به حداقل بیست درصد از کل بودجه سخن گفتهاید.”
آموزش و پرورش نیاز به سرمایهگذاری کلان دارد تا خود و جامعه را از این وضع نامناسب رهایی بخشد. فریاد بزنید و بودجه درخواست کنید. آیا با چند هزار تومان سرانهی هر دانشآموز، میتوان آموزش و پرورش و مدرسه را هدایت کرد؟ مدیر مدرسهای که درگیری ذهنی او پرداخت قبوض آب و برق مدرسه است ؛ کدام کار آموزشی یا پرورشی را میتواند سامان بخشد؟
یا اصل سی قانون اساسی را که آموزش و پرورش رایگان است؛ عملی کنیم و یا اگر نمیتوانیم آن را به سرانجام برسانیم؛ از قانون اساسی حذف کنیم.
- ۱۱۴
- ۰۷ مرداد ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط