#سنگدل

#سنگدل

part 11

غذا خوشمزه بود
جینو از طعم غذا خوشش آمد
بعد از تمام شدن غذا رو به رومی کرد

_شب به ی مهمونی دعوتم همه با همراه میان و تو امشب با من به عنوان همراه باهام میای
+بله؟؟
_تو واقعا گوشات مشکل داره نه؟؟
+معدرت میخوام ولی منظورتون و نفهمیدم
_ امشب به عنوان همراه با من میای مهمونی فهمیدی دیگه نه؟؟
+عا بله ولی چرا من؟؟
_خیلی رو مخم داری راه میری
+معذرت میخوام
_لباست و میگم بیارن اتاقت موهاتم باز بزار آرایش ملایم هم بکن آبروی منو نبر
+چشم
_برو دیگه

رومی سریع به طرف اتاق رفت

+ای باباا الان باید چه غلطی کنم سرپیچی کنم بدبخت میشم هوفف

رومی در اتاق چرخید و با خود کلنجار رفت
در آخر بیخیال شد و به حمام رفت
بعد از 1 ساعت از حمام بیرون آمد
لباسی روی تخت بود
لباسی به رنگ مشکی و بلند پف دار
لباس زیبا بود
لباس را روی تخت گذاشت
موهایش را خشک کرد و شونه کرد و باز گذاشت
از اتاق خارج شد و به اتاق جینو رفت
در اتاق جینو را زد

_بیا تو

رومی وارد اتاق شد

+ارباب موهام و درست کردم ولی من لوازم آرایشی ندارم که آرایش کنم
_مگه میکاپ آرتیستا نیومدن؟؟
+میکاپ آرتیست؟؟
_آره
+ولی گفتید خودم خودم رو آرایش کنم
_پشیمون شد مشکلیه؟؟
+عا نه معذرت میخوام

ناگهان آیسا وارد اتاق شد

✓ارباب میکاپ آرتیستایی که میخواستید اومدن
_خوبه

جینو رو به رومی کرد

_برو تا میکاپت و شروع کنن فقط بهشون بگو میکاپ ملایم باشه
+چشم ارباب

آیسا با خشم به رومی خیره شد
رومی از اتاق خارج شد نزد میکاپ آرتیست ها رفت
آیسا در اتاق جینو ماند
جینو پشتش به در بود و فکر میکرد کسی در اتاق نیست
آیسا لباسش را در آورد و فقط یک کراپ در تنش بود
به سمت جینو رفت
دستش را روی شانه جینو گذاشت
جینو برگشت
با دیدن آیسا در آن وضع کمی گیج شد

_چی میخوای؟؟
✓ارباب چرا با رومی میرید اون بلد نیست خوش بگذرونه

جینو عصبی شد آیسا را هول داد که آیسا افتاد
جینو نگهان را صدا زد
نگهبان وارد اتاق شد

نگهبان=بله ارباب؟
_این دختره رو ببر و در حد مرگ کتکش بزنید
نگهبان=چشم ارباب

آیسا سریع بلند شد

✓ارباب معذرت میخوام اشتباه کردم ببخشید لطفا باهام کار نداشته باشید

جینو اهمیتی نداد و با دست به نگهبان اشاره کرد که او را ببرند

ادامه دارد......



حمایت ها کمتر شده
این رمان و دوست ندارید؟اگه دوست ندارید عوضش کنم
دیدگاه ها (۰)

فیک:بابای سخت گیر من " part 13[ماشین جلوی عمارت توقف کرد. سو...

the missing link part²⁴جلوتر رفتم قلبم با شتابی دو برابر خون...

part41نیلا وارد خونه شد و به طرف اشپز خونه رفت در یخچال رو ب...

دختر کوچولو p13 در باز شد و چهار زن وارد اتاق شدن یکی از اون...

قرار ساختگی واقعی

رایحه پنهانآخر سر آروم سر تکون داد.- عوم... باشه، ارباب.بعد ...

رمان عشق و انتقام

«ᴹʸ ᵐᵃᶠⁱᵃ»پارت۱۱سونگمین دستکش هاشو در اورد و پرت کرد اونور و...

پارت ۴۵ نور صبح از لای پرده افتاده بود روی صورت تهیونگ.آروم ...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴⁷ویو: اتچند دقیقه بعد، درِ اتاق ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط