سنگدل
#سنگدل
part 12
نگهبانان ایسا را بردند و در حد مرگ کتکش زدند
جینو و رومی آماده بودند
جینو در سالن پذیرایی منتظر رومی بود
رومی وارد سالن شد
زیبا شده بود
آنقدر زیبا که جینو محوش شد
+عام ارباب بریم؟؟
_هوفف اونجا ارباب صدام نمیکنی
+پس چی؟؟
_میگی عزیزم یا عشقم
+سعی میکنم
_سعی نه حتما
+چشم
_خوبه
جینو دستان رومی را گرفت و حرکت کردند
سوار ماشین شدند و از عمارت به محل برگزاری جشن حرکت کردند
بعد از نیم ساعت رسیدند
رومی به همراه جینو از ماشین پیاده شد
جینو دست رومی را گرفت
باهم وارد مهمانی شدند
مهمانی پر از مافیا بود
رومی در گوش جینو گفت
+ارباب اینجا یکم ترسناکه میشه حواستون بهم باشه من میترسم
_باشه
جینو دستش را دور گردن رومی انداخت و او را بیشتر به خود نزدیک کرد
به طرف یک میز رفتند و سر میز نشستند
چند دقیقه ای گذشت
یک نفر به سمتشان آمد و با جینو گرم گرفت
انگار دوست جینو بود
(علامت پسره!)
! اوو جینو این بانوی زییا کیه؟
_ایشون نامزدمه
! اوو خوشبختم بانوی زیبا من سونگ هستم
+عا خوشبختم آقای سونگ
سونگ و جینو مشغول حرف زدن شدند
جینو حواسش از رومی پرت شد ولی رومی ترسیده به جینو چسبیده بود
جینو و سونگ گرم حرف زدن بودند که رومی دست جینو را کشید
_چیه؟؟
رومی نزدیک گوش جینو شد
+ارباب اون آقایی که اونجاست هی خیره شده به من و اشاره میکنه
_کدوم؟؟
+میز رو به رو
جینو نگاهی به میز رو به رو کرد
خودش بود
دشمنش هان
بلند شد
! چیشده جینو؟
_اون عوضی به نامزد من چشم دوخته
! کی؟
_هان
! ها؟
_احمق هان و میگم
! آها
جینو بلند شد
سونگ خواست جلویش را بگیرد ولی جینو عصبی بود و کسی جلو دارش نبود
رومی پشت جینو حرکت کرد
جینو به طرف میز هان رفت
_زیاد خوشت میاد به نامزد بقیه زل بزنی
هان خنده ای کرد
_چیز خنده داری بود؟؟
هان=آخه تو رو چه برسه با نامزدی اونم با این دختر زیبا
_نه مثل اینکه خوشت میاد همینجا بکشمت
ادامه دارد......
part 12
نگهبانان ایسا را بردند و در حد مرگ کتکش زدند
جینو و رومی آماده بودند
جینو در سالن پذیرایی منتظر رومی بود
رومی وارد سالن شد
زیبا شده بود
آنقدر زیبا که جینو محوش شد
+عام ارباب بریم؟؟
_هوفف اونجا ارباب صدام نمیکنی
+پس چی؟؟
_میگی عزیزم یا عشقم
+سعی میکنم
_سعی نه حتما
+چشم
_خوبه
جینو دستان رومی را گرفت و حرکت کردند
سوار ماشین شدند و از عمارت به محل برگزاری جشن حرکت کردند
بعد از نیم ساعت رسیدند
رومی به همراه جینو از ماشین پیاده شد
جینو دست رومی را گرفت
باهم وارد مهمانی شدند
مهمانی پر از مافیا بود
رومی در گوش جینو گفت
+ارباب اینجا یکم ترسناکه میشه حواستون بهم باشه من میترسم
_باشه
جینو دستش را دور گردن رومی انداخت و او را بیشتر به خود نزدیک کرد
به طرف یک میز رفتند و سر میز نشستند
چند دقیقه ای گذشت
یک نفر به سمتشان آمد و با جینو گرم گرفت
انگار دوست جینو بود
(علامت پسره!)
! اوو جینو این بانوی زییا کیه؟
_ایشون نامزدمه
! اوو خوشبختم بانوی زیبا من سونگ هستم
+عا خوشبختم آقای سونگ
سونگ و جینو مشغول حرف زدن شدند
جینو حواسش از رومی پرت شد ولی رومی ترسیده به جینو چسبیده بود
جینو و سونگ گرم حرف زدن بودند که رومی دست جینو را کشید
_چیه؟؟
رومی نزدیک گوش جینو شد
+ارباب اون آقایی که اونجاست هی خیره شده به من و اشاره میکنه
_کدوم؟؟
+میز رو به رو
جینو نگاهی به میز رو به رو کرد
خودش بود
دشمنش هان
بلند شد
! چیشده جینو؟
_اون عوضی به نامزد من چشم دوخته
! کی؟
_هان
! ها؟
_احمق هان و میگم
! آها
جینو بلند شد
سونگ خواست جلویش را بگیرد ولی جینو عصبی بود و کسی جلو دارش نبود
رومی پشت جینو حرکت کرد
جینو به طرف میز هان رفت
_زیاد خوشت میاد به نامزد بقیه زل بزنی
هان خنده ای کرد
_چیز خنده داری بود؟؟
هان=آخه تو رو چه برسه با نامزدی اونم با این دختر زیبا
_نه مثل اینکه خوشت میاد همینجا بکشمت
ادامه دارد......
- ۲.۲k
- ۲۸ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط