{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

⛓️بد بوی 🔮 پارت 52

⛓️بد بوی 🔮 پارت 52
جیمین برگشت که ببینه کیه
دایا اومد روی تخت و جیمین زد کنار اومد توی بغل من
دایا: مامان منه (لحن بچگانه)
جیمین :لیدی منو میدزدی
دایا سرشو گذاشت روی سینمو خوابید
ربع ساعت گذشت
جیمین :خوابید ببرمش
ا ت:جیمین بزار دو دیقه بگذره الان ببریش بد خواب میشه
جیمین :من لیدیمو میخوام
ا ت:تا تو بری برام مارشمالو و نوتلا بیاری خوابش سنگین میشه
جیمین رفت منم یکم نگاه دایا کردم خیلی کیوت خوابیده بود
بعد یاد این افتادم که اخر مهمونی لیا رو ندیدم یعنی کجا رفته
جیمین اومد داخل
جیمین :خوب الان ببرمش
ا ت:خودم میبرمش
جیمین :زود برگردی
ا ت:باشه
دایا رو بردم توی اتاقش گذاشتم روی تختش و رفتم پیش جیمین
ا ت:فیلم ببینیم
جیمین :باشه
شب فیلم دیدیم
فردا رفتیم مدرسه
الا و تهونگ نیومده بودن لیا و هیونجین و کوکم نبودن
اریک:ا ت
ا ت:عا سلام
اریک:سلام... ا ت یادته وقتی آمریکا بودیم چی بهت گفتم
اریک بهم گفته بود که خواهرشو ازدست داده و من خیلی شبیه خواهرشم واسه همین براش مهم ماهم از اون به بعد مثل خواهر برادریم
ا ت:اره
اریک:ازت کمک میخوام
ا ت:چه کمکی
اریک:فک کنم عاشق شدم
ا ت:جدی خیلی خوشحال شدم کیه
اریک :تو.....
🔮
دیدگاه ها (۳۱۴)

شرطای پارت جدید تا ساعت 9:30 200 کامنت برای پارت 52🌫️

⛓️بد بوی 🔮 پارت 53اریک:تو کمکم میکنی بهش اعتراف کنما ت:معلوم...

تا ساعت 8:20 وقت دارید وگرنه پارت جدید برای فرداس🌌🌫️

فکر نمی‌کنید کامنتاتون برای پارت جدید کمه 😐کامنت بشه 150📍🐰

Part6

بعد مامان ا. ت به کوک گفت مامان ا. ت : پسرم میخوام امشبا. ت...

Love in the dark①②٪: بسه چرا سروصدا میکنیمحکم زد تو صورتم و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط