{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ویو ات

ویو ات
صبح با سرو صدای حویی بیدار شدم وقتی اعطراف نگا کردم تنها چییزی که ب ذهنم رسید این دفعه دیگه تهیونگ و میکشممم
کوک: کجااا
ات:: جیغغغ
کوک: کوف صبح زود چته
ات: من لختمممم
کو: خب که چی این جیغ دارهه
ا: جلو تو
کوک: جلو تو؟ یجور میگی انگار اولین بارته
ات: واییی خدا چرا اینطوری شد
کوک: ولی خب بد شیش ماهه خیلی تنگ بودی خوشم امد
ات : خفه
کوک: چیه دیشب ازم درخواست میکردی الان اینطوری میکنی
ات:: ییی حرف دیشبو نزن
کوک: چرا؟ نا/له هاا درد کشیدنتان خواسته هاتتت لذت بردنت
دیدم خفه نمیشه پریدم روشش دهنشو با دستم گرفتم
کوک: با چشاش وضعمو نشون داد وایی لختمم وقتی حوتسم ب برهنه بودنم رف دستام گرفتو جاشو بام عوض کرد
کوک: خب الان انگار خرگوش گیره گرگ افتادد
با دیدنش صبونم بند اومد
کوک: خب بیب موقعشه کهه قبل از کامل بیدار شدن یکم ب انرژی بدی
لباشو گزاش رو لبمم و بد از ۱۰ دقیقه مطمعن شدم دارم خفه میشم با مشت زدم ب سینش که جدا شد
کو: اخیشش
ات: بیشعور لبمو حس نمیکنم
کوک: خیلیم عالی
دیدگاه ها (۵۰)

ویو ات ات: احمقکوک: خودتیییات: تویی کوک: نچ ات: وایییییییییک...

ات ویو تهیونگ: ات ات اروم باشش ات: من ارومم مهم نیسوایسید طل...

ویو کوک رفتم سراغ گردنشو کیس مارکای بنفش میزاشتم اونم لا ب ل...

ویو کوک وقتی ات دویید رف هعی از بالا صدای بالا پایین شدن تخت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط