{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ازدواج سوری ادامه پارت 37

ازدواج سوری ادامه پارت 37

باهم رفتیم داخل نیانگ که گشنه خوابیده بود رفتم تو اتاقش کا دیدم دوش گرفته بوده و با یه حوله دور سرش خوابیده (لباس تنش بوده منحرف نشین) رفتم لبه ی تختش نشستم اروم صداش زدم
ـ روباه من
نیانگ ـ هوم..
ـ بیا اول غذا بخور بعد بخواب
نیانگ ـ گشنه نیستم
ـ یه وا، پاشو دختر یه چیزی بخور کلاس هم بودی چیزی نخوردی
نیانگ ـ تو و اوپا که بیرون بودیم من یه خورده غذا خوردم
ـ مطمعن باشم؟
نیانگ ـ اوهوم
ـ باشه پس خوب بخوابی
یه بوس زدم رو پیشونیش
دیدگاه ها (۳)

ادیتم، اصکی خوبه ولی رو برف، نظرتون؟

ادیتم نظرتون؟

ازدواج سوری پارت 37ویو تهیونگ ـ اها اوکی داشتم از اشپز خونه ...

ادیتم اصکی خوبه ولی رو برف اگه اصکی میرین اسم پیجمو حتما بنو...

part7 عشق پنهانات: سلام قربان《باصدای لرزون》جونگ کوک: سلام تا...

جراح قلب (پارت 18)

#چندپارتی #لینو#استری_کیدز {My enemy}part²⁸.....ویو ا.ت یکم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط