{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بی خیال تمام هیاهوی اطراف

بی خیال تمام هیاهوی اطراف

بر ساحل زندگی قدم می زنم

بی خیال فکر تو

دنیای خود را نقاشی می کنم

بی خیال تمام آنچه باید باشد

نگین عشق را بر انگشت خود می آویزم

بی خیال همه رفت ها

به داشته های خود دل می بندم

اما

بگذار قدم بزنم...

قدم هایی سرشار از احساس بر ساحل زندگی

این روزها...

غروب عشق برای من

حیات دوباره خورشید

در آنسوی آسمان بودن ها؛ بر ساحل زندگیست!

نسیم دریا بر لبانم می نشیند

با خود می اندیشم

گویا

عشق در همین حوالی ست...

و باز می گویم

شاید

تا غروب عشق

نیمروزی باقی ست...
دیدگاه ها (۱)

چند وقتیست هر چه می گردم هیچ حرفی بهتر از سکوت پیدا نمی کنم...

تازه داشتم اوج میگرفتم که شکستی بالمو !

به حباب نگران لب یک رود قسم . . . و به کوتاهی آن لحظه ی شادی...

پارت ۱۶: پایانِ داستان… و شروعِ یک زندگیغروب بود. آسمون رنگِ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❹_بخش اول_ گر عشق تو مارا به جهنم بکشدمشتاق عذاب...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❼‏«فهمیدم دوستت دارم. همان شبی که با یک حرف ساده...

𝐏𝐚𝐫𝐭: ➎⓿صبح زود، ماشین جلوی خانه‌ی قدیمی پدرم توقف کرد.ساختم...

فیک : همسر قراردادی آقای جئون

بی خیال تمام هیاهوی اطراف بر ساحل زندگی قدم می زنم بی خیال...

بی خیال تمام هیاهوی اطراف بر ساحل زندگی قدم می زنم بی خیال...

بی خیال تمام هیاهوی اطراف بر ساحل زندگی قدم می زنم بی خیال...

بی خیال تمام هیاهوی اطرافبر ساحل زندگی قدم می زنمبی خیال فکر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط