{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آبی

آبی

تا به دیروز گمان می کردم
رنگ شادی، سرخ است
زندگی با همه خوب و بدش قرمز بود


ولی امروز که بیدار شدم
آسمان آبی بود
پنجره آبی بود
بال پروانه و حتی گلها
شعله آبی، نور هم آبی بود
عشق هم آبی شد

سمانه گل محمدی
دیدگاه ها (۲)

کاشکی شعر مرا می خواندی گاه می اندیشم می توانی تو به لبخندی...

غزل چشم دو دلم اول خط نام خدا بنویسم یا که رندی کنم و نام ت...

سرگردون از عذاب جاده خسته نرسیده و رسیده آهی از سر رسیدن ن...

همسفر! در این راه طولانی، که ما بی‌خبریم و چون باد می‌گذرد،...

فرق بین عشق و دوست داشتن همیشه در منطقش بودهیعنی دوست داشتن ...

سپیده که سر بزند #آفتاب سفره اش را پهن می کند و قدم های کوچه...

عاشقانه های شبنم

گاهي گمان نميکني ، ولي خوب مي‌شود ،گاهي نمي‌شود که نمي‌شود ک...

_____پارت¹⁹ نفرین گوچولو_____هرچه بیشتر به کلیسا نزدیک می‌شد...

🌹🍷.......‌‌‌‌‌‌‌...........پارت۸..................🍷🌹چرا از ا...

پارت ۱۵ که دید ات خواب هست پس روی یه برگه ی بزرگ نوشت ات جون...

نسیم صبحگاهی به آرامی در امتداد کوهستان می‌وزد و عطر مطبوع ب...

خانه ایی میسازم ازجنس نگاهت چشم تو بر آسمان دارد شباهت

### 🗝️ پارت دهم (پارت پایانی): رقصِ آخرین شعلهلرزش زمین بند ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط