{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشقانه ای در دهه

عاشقانه ای در دهه ۵۰
پارت ۱۵

فلش بک به بعد از رفتن املیا
ویو شری
بعد از راهی کردن املیا به قصر برگشتم و به سمت اتاق پادشاه حرکت کردم در زدم و بعد از چند ثانیه وارد اتاق شدم پادشاه پشت میز کارش بود و ملکه هم تو اتاق بود

£ شری چی چیشده که اومدی؟

<عالیجناب موضوعی هست که باید باهاتون در میون بزارم

£ خب بگو می‌شنوم

نگاهی به ملکه انداختم و گفتم

< عالیجناب اگر میشه خصوصی بهتون بگم

پادشاه نگاهی به ملکه کرد ملکه تعزیمی کرد و از اتاق خارج شد

£خب الان بگو

< نامه ای از طرف بانو املیا دارم که باید بهتون بدم

نامه ای رو از جیب لباسم در اوردم و به پادشاه دادم

نامه" سلام پدر ..... نمیدونم الان که این نامه رو میخونید من در چه حالی هستم.... دلیل اینکه این نامه رو نوشتم این بود که انگلیس ممکنه بعد از ازدواج اتحادی زیر قولش بزنه و به فرانسه حمله کنه ......از شما تقاضا میکنم که با شکستن سد آب ، جاده میانبری که در مرز فرانسه و انگلیس هست از بین ببرین تا از حمله ناگهانی انگلیس جلوگیری کند
با تشکر ..........املیا ژنو

۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰
به نظرتون چی میشه ؟
تو کامنتا بگین
دیدگاه ها (۰)

عاشقانه ای در دهه ۵۰پارت ۱۶ویو املیا از کالسکه پیاده شدم ته...

عاشقانه ای در دهه ۵۰پارت ۱۷ ویو راوی همینطوری که املیا از پ...

روز همتون مبارک زیبارویان

عاشقانه ای در دهه ۵۰اسلاید اول لباس املیا اسلاید دوم قصر انگ...

عاشقانه ای در دهه ۵۰پارت ۲۱ویو راوی تهیونگ محکم گلوی املیا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط