میدونی بعهی شبا دیگه;
میدونی بعهی شبا دیگه;
نه خاطره ...
نه بغض...
نه اشک ...
هیچ کدوم دردی ازت دوا نمیکنه ...
میشینی و زل میزنی یه گوشه
زانوهاتو بکل میکنی
و با خودت میگی :
دیگه زورم نمیرسه..
نه خاطره ...
نه بغض...
نه اشک ...
هیچ کدوم دردی ازت دوا نمیکنه ...
میشینی و زل میزنی یه گوشه
زانوهاتو بکل میکنی
و با خودت میگی :
دیگه زورم نمیرسه..
- ۲.۹k
- ۲۹ خرداد ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط