{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آخرین وعده ی دیدار من و باران بود

آخرین وعده ی دیدار من و باران بود
این هوای دو نفر،بی تو چه بی عنوان بود

ذهن من زمزمه ی یاد تورا خط میزد
یادت اما چه نهان.. گوشه ی دل پنهان بود

کافه اینبار دمادم به دلم می تازید
آخرین کافه ی تاریک و شب و فنجان بود

موی من رنگ شبش را به دلم میپاشید
مثل یک جنگ زده..شهردلم ویران بود

مرگ درپشت همین خانه کمین کردونشست
بغض ..از خاطره ها یکسره آویزان بود

گفته بودی که یقین کن ..بخدا..میمانم
اخرین مهلت افسونگری ایمان بود

همه ی فاصله ها دردل من روییدند
و فرو ریخت مرا،فاصله نه!طوفان بود
دیدگاه ها (۲)

آخرین وعده ی دیدار من و باران بوداین هوای دو نفر،بی تو چه ب...

آخرین وعده ی دیدار من و باران بوداین هوای دو نفر،بی تو چه ب...

اوه چه ادیتایی 😂💪🏻🔥◄°l||l° لایک و ؋ـالو یاבت نرـہ بامرامـ‌...

«منشورِ اعظمِ دکترینِ حَد: استنطاقِ آنتولوژیکِ ساختار و اِعا...

«منشورِ اعظمِ دکترینِ حَد: استنطاقِ آنتولوژیکِ ساختار و اِعا...

مر݁ꨲده د݁ر جسم𖫲 𑪏ꨲ 𑪏ꨲزن݁ꨲده 🐾

‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌اسمم آویساست...

«فَصلُ‌الخِطابِ بَهرام مُحَمَّدی: انهدامِ سیستمیِ مافیا و مس...

عشق فقط زانتیا#ایران #تیک_تاک #ماشین #ماشین_باز #زانتیا #عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط