{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آخرین وعده ی دیدار من و باران بود

آخرین وعده ی دیدار من و باران بود
این هوای دو نفر،بی تو چه بی عنوان بود

ذهن من زمزمه ی یاد تورا خط میزد
یادت اما چه نهان.. گوشه ی دل پنهان بود
موی من رنگ شبش را به دلم میپاشید
بغض ..از خاطره ها یکسره آویزان بود
گفته بودی که یقین کن ..بخدا..میمانم
اخرین مهلت افسونگری ایمان بود
همه ی فاصله ها دردل من روییدند
و فرو ریخت مرا،فاصله نه!طوفان بود
دیدگاه ها (۱۵)

اهل دل ، دل مینوازد ، دل شکستن کار نیستهرکه باشد بی محبت واق...

در دلت نیست هوای دلم انکار چرا؟دوست داری بروی ، ماندن و اصرا...

‍ تو اگر باشی و من باشم و باران باشدبه بغل می کشمت گر چه خیا...

ای در شب ِتاریک ِدلم، ماه ترینمبین ِتو و مهتاب، پر از شکّ و ...

***ابریشم نیمه شب***# پارت ۲۰: پناهی در میانِ طوفانسکوتِ میا...

آخرین وعده ی دیدار من و باران بوداین هوای دو نفر،بی تو چه ب...

آخرین وعده ی دیدار من و باران بوداین هوای دو نفر،بی تو چه ب...

كاش بين من و او فاصله اجبار نبوديا اگر بود دگر اين همه بسيار...

باد سردی از میان پنجره‌های بلند و سنگی تالار به داخل می‌پیچی...

.***## بازگشتِ روح‌ها: وعده‌ی از کف رفتهفضای پارک، که تا چند...

سرباز،،از خنده ی اطرافیان ش سخت برآشفته شد،،کلاه خودش رو بر ...

پارت ۵ (پارت آخر): اعتراف در میانِ سایه‌ها 🌑❤️ماه ها گذشت. آ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط