{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

و تو که نیستی

و تو که نیستی
دلم به کوچه نمی زند
پایم به خیابان کشیده نمی شود
و دستم نمی رود
- نامه کند دلتنگی های هر غروبم را..‌‌...
تو که نیستی
چشمهایم ژائر ِ افق غمزده ست
مسافری معطّل
در نگاه ِ خیس ِ ایستگاه ِ تآخیر
بی بدرقه ی خاتون ِ ماه...
تو که نیستی
جا می ماند از قطار ِ فصل
بهار با چمدان ِ خاطره
جا می ماند از کوچ
- پرنده ی جَلد ِ سوت های من
در غربت ِ بی آفتاب‌‌‌...

چقدر تو نیستی را
پشت ِ پنجره ی بارنخورده ی کوپه ی خالی از تو
ادامه بدهم !
که عادت به تکرار نبرم...
آه ..امّا تکرارنام توتکرار خاطره ست تکرارانتظار تکرارسفر
تکرارسوت زدنها تکرار ِ نام تو
- در باغراهه ی غربت وُ غروب
تکرار تو نیستی
مرهم ِ زخم های عاشق ِ در من است..
تو نیستی
و من که خاطره های با تو را
مثل روزهای دورئ از تو
مثل پرسه در شعر ِ شب های یلدا
تکرار می کنم
تو....نیستی...‌.!!
دیدگاه ها (۳۸)

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

🌷معلم شهید🌷آن‌ها نرفتند؛فقط از هیاهوی خاک، به آرامش افلاک کو...

مادر فرشته و زیبای من همیشه در قلب منی

سال‌هاست که تقویم‌ها دیگر اسم تو را ورق نمی‌زنند و ساعت‌ها د...

پدرم نیست ...

هنوز دنبالت می‌گردم، انگار نمی‌خواهم باور کنم این دنیا می‌تو...

ترانه های قدیمی.دو ترانه ی قدیمی ست چشم های روشن ات!

⁨گاهی آدم کسی را از دست نمی‌دهد؛خودش رالابه‌لای دوست‌داشتنی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط