{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

«ܢܚࡅ߭ߊ‌ܝ‌ࡅ࡙ࡐ‌ ܢ̣ܠࡐ‌ܠߊ‌ܭ »

«ܢܚࡅ߭ߊ‌ܝ‌ࡅ࡙ࡐ‌ ܢ̣ܠࡐ‌ܠߊ‌ܭ »

موضوع: به عنوان هم‌اتاقی 🛏️⚽

---

⚽ ایتوشی رین

اتاق همیشه ساکته.

رین معمولاً هدفون توی گوششه و اصلاً کاری بهت نداره.

ولی اگه نصف شب بیدار بمونی، بدون اینکه نگاهت کنه می‌گه:

««بخواب. فردا تمرین داریم.»»

تو:

««خودت چرا بیداری؟»»

««به تو ربطی نداره.»»

😭

ولی صبح که بیدار می‌شی، می‌بینی پرده‌ها رو کشیده تا نور مستقیم توی چشمت نباشه.

---

⚽ ناگی سیشیرو

تقریباً نصف اتاق مال توئه...

نصف دیگه هم مال ناگی نیست؛ چون خودش روی تخت تو افتاده. 🗿

تو:

««ناگی! برو تخت خودت!»»

««سخته...»»

««بلند شو!»»

««حوصله ندارم.»»

آخرش خودت باید هلش بدی کنار.

---

⚽ رئو میکاگه

هم‌اتاقی ایده‌آل.

صبح‌ها وسایلت رو مرتب می‌کنه و اگر چیزی کم داشته باشی، احتمالاً قبل از خودت متوجه شده.

««جوراب اضافه می‌خوای؟»»

تو:

««از کجا فهمیدی؟»»

««دیشب دیدم آخریشو پوشیدی.»»

😭

---

⚽ ایساگی یوئیچی

اولش همه‌چیز عادیه.

هرکدوم سمت خودتون.

ولی کم‌کم شب‌ها درباره‌ی تمرین حرف می‌زنید.

««فکر می‌کنی فردا چه تاکتیکی استفاده کنن؟»»

سه ساعت بعد:

««...ایساگی؟»»

««هوم؟»»

««ساعت سه شبه.»»

««اوه.»»

🗿

---

⚽ باچیرا مگورو

اتاق شما هیچ‌وقت ساکت نیست. 😭

صبح:

««بیداااار شوووو!»»

تو:

««پنج دقیقه دیگه...»»

باچیرا:

««نهههه! بیا بازی کنیم!»»

حتی روی دیوار اتاق هم نقاشی می‌کشه.

تو:

««باچیرااا! چرا روی دیوار کشیدی؟!»»

««هیولام الهام گرفت!»»

---

⚽ بارو شوئی

قوانین اتاق رو خودش تعیین کرده.

««لباس‌هات رو روی زمین ننداز.»»

««باشه.»»

««ظرف کثیف توی اتاق نذار.»»

««باشه.»»

««بعد از ساعت ده سر و صدا ممنوع.»»

تو:

««تو مگه بابامی؟ 😭»»

بارو:

««فقط دارم نظم رو حفظ می‌کنم.»»

---

⚽ شیدو ریوسه

هیچ حریم شخصی‌ای وجود نداره. 😭

در رو باز می‌کنی:

««شیدو، کجایی؟»»

از کمد:

««اینجام!»»

تو:

««چرا توی کمدی؟!»»

««داشتم قایم می‌شدم.»»

««از چی؟»»

««از تو.»»

««...»»

بعد خودش از خنده می‌ترکه.

---

⚽ هیووری یو

خیلی آروم و راحت.

هرکدوم مشغول کار خودتونید.

تو کتاب می‌خونی، هیووری بازی می‌کنه.

گاهی هم یکی‌تون هندزفریش رو به اون یکی می‌ده.

««این آهنگو گوش کن.»»

تو:

««قشنگه.»»

««می‌دونستم خوشت میاد.»»

---

⚽ کونیگامی رنسوکه

همیشه حواسش بهت هست.

اگه دیر بخوابی:

««فردا خسته می‌شی.»»

اگه چیزی نخوری:

««غذا بخور.»»

اگه سردت باشه:

««پتو بردار.»»

تو:

««تو چرا اینقدر مراقبمی؟ 😭»»

««هم‌اتاقی‌ایم دیگه.»»

---

⚽ اوتویا ئیئیتا

بیشتر وقت‌ها روی تختش دراز کشیده و با گوشی کار می‌کنه.

یه‌دفعه:

««هی، حوصله‌ت سر رفته؟»»

««آره.»»

««بریم یه دور توی راهرو قدم بزنیم.»»

پنج دقیقه بعد هر دوتون یواشکی از اتاق خارج شدید. 🗿

---

⚽ آریو جوبی

اتاق همیشه تمیز و شیکه.

ولی بیشتر فضای کمد رو خودش گرفته. 😭

تو:

««آریو، این همه لباس برای چیه؟»»

««زیبایی نیاز به انتخاب داره.»»

---

⚽ نیکو ایکّی

خیلی کم حرف می‌زنه.

ولی عجیب اینه که همیشه می‌فهمه چه اتفاقی افتاده.

««امروز ناراحتی.»»

تو:

««نه.»»

««هستی.»»

««از کجا فهمیدی؟»»

««صدات فرق کرده.»»

و دوباره به کتابش برمی‌گرده.

---

⚽ ایتوشی سائه

تقریباً هیچ‌وقت سر و صدا نمی‌کنه.

هر شب قبل خواب فقط:

««چراغ رو خاموش کن.»»

تو:

««چشم.»»

یک شب که دیر خوابیده‌ای، خودش چراغ رو خاموش می‌کنه.

««بخواب.»»

---

⚽ مایکل کایزر

صبح‌ها با اعتمادبه‌نفس کامل از خواب بیدار می‌شه.

««صبح بخیر.»»

تو:

««صبح بخیر.»»

««امروز هم قراره بهترین باشم.»»

تو:

««چه اعتمادبه‌نفسی. 😭»»

««اعتمادبه‌نفس نیست. حقیقته.»»

🗿

---

⚽ الکسیس نِس

خیلی زود به نظم اتاق حساس می‌شه.

««کایزر، وسایلت رو اونجا نذار.»»

کایزر:

««خودت جمعش کن.»»

نِس:

««...»»

تو از گوشه‌ی اتاق:

««دعوا نکنیددد 😭»»
دیدگاه ها (۱۵)

«ܢܚࡅ߭ߊ‌ܝ‌ࡅ࡙ࡐ‌ ܢ̣ܠࡐ‌ܠߊ‌ܭ »موضوع: وقتی می‌فهمن تنبلیِ تو دقیقا...

یک ایده دارم از انیمه های دیگه هم درخواستی بدید سناریو بنویس...

«ܢܚࡅ߭ߊ‌ܝ‌ࡅ࡙ࡐ‌ ܢ̣ܠࡐ‌ܠߊ‌ܭ »«درخواستی»موضوع: اگر شخصیت‌های بلو...

«ܢܚࡅ߭ߊ‌ܝ‌ࡅ࡙ࡐ‌ ܢ̣ܠࡐ‌ܠߊ‌ܭ »«درخواستی»🐝 هیولای باچیرا تو رو دوس...

سناریو بلولاک/قفل آبی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط