{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گاهی دِلَم تکیه گاه مےخواهد.. مَرد  میخواهد.. سَرَم را بگ

گاهی دِلَم تکیه گاه مےخواهد.. مَرد  میخواهد.. سَرَم را بگذارم روے سینه اَش اشک بریزم ضَربان قلبش آرامِش بدهد.. و دیگر از آن زِندگے هیچ نمیخواهم آخَر عزیز لَعنتےبوی مَردانگی نمیدادی "به دَرَک"تکیه گاه نبودی  "به دَرَک"حَداقل ویران نمیکردی بُگذری..
دیدگاه ها (۱)

تنها ترین تنها منم تو این سکوت بی نفس همدم تنهایی من خاطره ه...

مَن دختَری هستَم آزاد, در فطرت مَن حیا نهاده شُده میدانَم کج...

ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺯﻣﯿﻦ ﺍﺳﺖ، ﺯﻣﯿﻦ ﮔﺮﺩ ﺍﺳﺖ! ﺗﻮﯾﯽ ﮐﻪ ﻣﺮﺍ ﺩﻭﺭ ﺯﺩﯼ..... ﻓﺮﺩﺍ ...

ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺯﻣﯿﻦ ﺍﺳﺖ، ﺯﻣﯿﻦ ﮔﺮﺩ ﺍﺳﺖ! ﺗﻮﯾﯽ ﮐﻪ ﻣﺮﺍ ﺩﻭﺭ ﺯﺩﯼ..... ﻓﺮﺩﺍ ...

کشید.و با صدای که بوی از درد و دوید از آتش درون قلبش فریاد ک...

نورِ کم‌سوی غروب از پنجره‌ی خوابگاه کلاس 1-A به داخل می‌تابی...

خیانت 🥀دنیا پر از شادی و نا امیدی🥀 🥀شجاعت زندگی یک چیز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط