{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیگر منتظر ڪسے نیستم

دیگر منتظر ڪسے نیستم
هرڪه آمد
ستاره‌اے از رویاهایم دزدید
هرڪه آمد
سفیدے از ڪبوترانم چید
هرڪه آمد
لبخند از لب‌هایم برید
منتظر ڪسے نیستم
از سر خستگے در این ایستگاه نشسته‌ام!
دیدگاه ها (۱)

کاش بدانیدوست داشتنتخورشید نیست،که لحظه ای بیاید و لحظه ای ب...

ای جان به فدای تو و چشمان سیاهتلبخند لب و شور و شر و شرم نگا...

‏باید با زندگیصادقانه روبرو شد!دیگر عصرِ دوست داشتن‌هاینجات ...

ﻗﻠﻤﯽ ﺍﺯ ﻗﻠﻤﺪﺍﻥ ﻗﺎﺿﯽ ﺍﻓﺘﺎﺩﺷﺨﺼﯽ ﮐﻪ ﺁﻧﺠﺎ ﺣﻀﻮﺭ ﺩﺍﺷﺖ ﮔﻔﺖ :ﺟﻨﺎﺏ ﻗﺎ...

«آخرین ایستگاه»نیلا اولین بار جیهوپ رو توی ایستگاه قطار دید....

«آخرین ایستگاه»پارت دومیک روز بارانی، نیلا منتظرش ماند.قرارش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط