{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرا به یاد خواهی اوردهنگام وزشباد غربی

مرا به یاد خواهی اورد،هنگام وزش،باد غربی
بر مزارع جو
خورشید را در اسمون حسودش فراموش خواهی کرد
هنگامی که در مزارع طلا قدم میزنیم
دستت را میگیرم
تا باهم برویم و به مزارع طلا چشم بدوزیم
چنان در اغوشت غرق شوم که موهایم
در میان مزارع طلا گم شون
با من خواهی ماند؟
عشق من خواهی بود؟
بر فراز مزارع جو
خورشید را در اسمان حسودش فراموش خواهیم کرد
هنگامی که در مزارع طلا دراز میکشیم
ببین که باد غربی،همانند عاشقی در حرکت است
بر فراز مزارع جو
حس کن که تنش طغیان میکند،هنگامی که بر او بوسه میزنی
در میان مزارع طلا
هرگز به سادگی قولی نداده ام
بوده اند، قول هایی که زیرشان زده ام
اما قسم میخورم که در روز های باقی مانده
در مزارع طلا قدم خواهیم زد
در مزارع طلا قدم خواهیم زد
سالیان زیادی از ان روز های تابستان گذشته
بر فراز مزارع جو
بچه ها را ببین که هنگام غروب خورشید میدوند
در میان مزارع طلا
مرا به یاد خواهی اورد، هنگام وزش باد غربی
بر مزارع جو
میتوانی برای خورشید، در اسمان حسودش تعریف کنی
وقتی که در مزارع طلا قدم زدیم
وقتی که در مزارع طلا قدم زدیم
وقتی که در مزارع طلا قدم زدیم
.
.
.
(سم هستم،بفرمایید)
اثر:داستین تائو
🥹
دیدگاه ها (۳)

مرسی کیوتام❤️❣️

ما مسافرت اومدیم شیراز به خدا اگه شیراز اینجوری باشه تا اخر ...

فیک با جیمین امیدوارم خشتون بیاد❤️...شب سردی بود.تو درحال قد...

فیک با جیمین میخوام بنویسم حمایتم میکنید؟

اسم رمان《 چشم های بی انتها 》پارت ۳باد از هر طرف میوزید اسمان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط