شب رویایی
شب رویایی
پارت ۷۴
اما بدون هیچ مکثی از زمین بلند شد همینکه سمته جیمین میرفت تهیونگ محکم هولش داد رو زمین جیهو با عصبانیت داد زد
جیهو : عوضی خودم میکشمت
سمته تهیونگ حمله ور شد باهاش درگیر شد همه درحال کتک زدن همدیگه بودن تا اینکه با دادی که کیونگ می زد مثله برق گرفته ها از هم جدا شدن هر چهار نفرشون پخش زمین بودن
کیونگ می : چه تون شما ها الان باید به فکره اون سوک باشیم
آیرا: آره به فکرش باشید شاید
کیونگ می عصبی سمتش رفت دستشو برد سمته موهایش و به پایین کشید تا حدیکه آیرا حس کنه موهای کنده شدن سمته در خروجی رفت و خارج شد آیرا رو هول داد جلوی خبرنگاران باعث افتادنش رویه زمین شد همه درحال عکس گرفتن بودن
کیونگ می : شما ها براتون به خبر جدید پیدا کردم آیرا دختر صاحب کارخانه تولد پارچه های ابریشمی جاش بار رفتن تن فروشیه
آیرا : لعنت بهت
کیونگ می نیشخندی کنج لبش زد و دوباره وارده سالن شد سمته تهیونگ رفت و دستش رو گرفت روبه جیمین کرد
کیونگ می : جیمین فقط تو میتونی پیداش کنی و حالشو خوب کنی پس میسپارمش به تو و تو گائول این دوست پسرتو بردار و برو اون وو توهم تن لش تو جمع کن خوب میدونم که این فکره شرط رو تو به سره جیمین انداختی پس بهتره یه مدت از اینجا بری
بعد از حرف های که بیان کرد درحالیکه دست تهیونگ رو گرفته بود از آن سالن خارج شدن با سختی تونستن از خبرنگارها رد بشن
........
با لباس خواب باز که پوشیده بود رویه تخت روبه رویی تهیونگ نشسته بود و درحال پانسمان کردن زخم کناره لب تهیونگ بود اخمی بین ابرو هایش نشسته بود
کیونگ می : ببین با خودت چیکار کردی
تهیونگ : بزرگش نکن فقط یه زخمه کوچیکه
کیونگ می پنبه ای که دست اش بود رو رویه زخم کنار لب تهیونگ فشار داد باعث آخ گفتن اش شد
تهیونگ : دردم گرفت
کیونگ می : تو که گفتی زخمه کوچیکیه
تهیونگ : اگه به فکرم نیستی پس چرا داری زخمم رو پانسمان میکنی
کیونگ می عصبی دستش رو عقب کشید این حرف باعث ناراحت شدن کیونگ می شد با عصبانیت که سرشار از ناراحتی و قهر بود رویه تخت دراز کشید پتو رو رویه خودش کشید و صورت اش رو ازش برگردوند
تهیونگ : بیب ناراحت شدی شوخی کردم
کیونگ می : میخوام بخوابم
تهیونگ کنارش دراز کشید نزدیک اش شد و دست هاشو دورش حلقه کرد دهنش رو نزدیک گوشش کرد و آروم گفت
تهیونگ : ناراحت نشو وگرنه جوره دیگه ای از دلت در میارم
کیونگ می : ای گفتم میخوام بخوابم
تهیونگ لاله گوشه اش رو بوسید باعث مور مور بدنه کیونگ می شد همین که خواست کمی ازش فاصله بگیره اما تهیونگ حلقه دستاشو تنگ تر کرد و نگذاشت فاصله بگیره کیونگ می نفسه کلافی کشید .....
عی آنقدر زحمت میکشم یکم بیشتر حمایت کنید اونایی که حمایت میکنن ازشون خیلی ممنونم بقیه چی ؟
پارت ۷۴
اما بدون هیچ مکثی از زمین بلند شد همینکه سمته جیمین میرفت تهیونگ محکم هولش داد رو زمین جیهو با عصبانیت داد زد
جیهو : عوضی خودم میکشمت
سمته تهیونگ حمله ور شد باهاش درگیر شد همه درحال کتک زدن همدیگه بودن تا اینکه با دادی که کیونگ می زد مثله برق گرفته ها از هم جدا شدن هر چهار نفرشون پخش زمین بودن
کیونگ می : چه تون شما ها الان باید به فکره اون سوک باشیم
آیرا: آره به فکرش باشید شاید
کیونگ می عصبی سمتش رفت دستشو برد سمته موهایش و به پایین کشید تا حدیکه آیرا حس کنه موهای کنده شدن سمته در خروجی رفت و خارج شد آیرا رو هول داد جلوی خبرنگاران باعث افتادنش رویه زمین شد همه درحال عکس گرفتن بودن
کیونگ می : شما ها براتون به خبر جدید پیدا کردم آیرا دختر صاحب کارخانه تولد پارچه های ابریشمی جاش بار رفتن تن فروشیه
آیرا : لعنت بهت
کیونگ می نیشخندی کنج لبش زد و دوباره وارده سالن شد سمته تهیونگ رفت و دستش رو گرفت روبه جیمین کرد
کیونگ می : جیمین فقط تو میتونی پیداش کنی و حالشو خوب کنی پس میسپارمش به تو و تو گائول این دوست پسرتو بردار و برو اون وو توهم تن لش تو جمع کن خوب میدونم که این فکره شرط رو تو به سره جیمین انداختی پس بهتره یه مدت از اینجا بری
بعد از حرف های که بیان کرد درحالیکه دست تهیونگ رو گرفته بود از آن سالن خارج شدن با سختی تونستن از خبرنگارها رد بشن
........
با لباس خواب باز که پوشیده بود رویه تخت روبه رویی تهیونگ نشسته بود و درحال پانسمان کردن زخم کناره لب تهیونگ بود اخمی بین ابرو هایش نشسته بود
کیونگ می : ببین با خودت چیکار کردی
تهیونگ : بزرگش نکن فقط یه زخمه کوچیکه
کیونگ می پنبه ای که دست اش بود رو رویه زخم کنار لب تهیونگ فشار داد باعث آخ گفتن اش شد
تهیونگ : دردم گرفت
کیونگ می : تو که گفتی زخمه کوچیکیه
تهیونگ : اگه به فکرم نیستی پس چرا داری زخمم رو پانسمان میکنی
کیونگ می عصبی دستش رو عقب کشید این حرف باعث ناراحت شدن کیونگ می شد با عصبانیت که سرشار از ناراحتی و قهر بود رویه تخت دراز کشید پتو رو رویه خودش کشید و صورت اش رو ازش برگردوند
تهیونگ : بیب ناراحت شدی شوخی کردم
کیونگ می : میخوام بخوابم
تهیونگ کنارش دراز کشید نزدیک اش شد و دست هاشو دورش حلقه کرد دهنش رو نزدیک گوشش کرد و آروم گفت
تهیونگ : ناراحت نشو وگرنه جوره دیگه ای از دلت در میارم
کیونگ می : ای گفتم میخوام بخوابم
تهیونگ لاله گوشه اش رو بوسید باعث مور مور بدنه کیونگ می شد همین که خواست کمی ازش فاصله بگیره اما تهیونگ حلقه دستاشو تنگ تر کرد و نگذاشت فاصله بگیره کیونگ می نفسه کلافی کشید .....
عی آنقدر زحمت میکشم یکم بیشتر حمایت کنید اونایی که حمایت میکنن ازشون خیلی ممنونم بقیه چی ؟
- ۲۷.۰k
- ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط