fake kook
fake kook
part*5۲
ا.ت: ببین چیکار کردی جونگکوک
کوک: مگه من کردم
مینهو: نه پس من کردم تو کردی دیگه
ا.ت: 😂😂
مینهو: 😂😂
کوک:ا.ت تو الان ناراحتی
ا.ت: هم ناراحتم هم عصبانی
کوک: عزیزم ما که باهام چند روز پیش حرف نزدیم
مینهو: عزیزم 😊
کوک: 😂
ا.ت: مینهو تو گوشیم تو چیزای دیگه ای نرفتی
مینهو: نه بابا فقط با خرگوشی حرف زدم
ا.ت: 😂
مینهو: من وایسادم هنوز من پنج ماه دوس دختر دارم هنوز همو به زور میبینیم شما چطور بچه دار شدین
کوک: بابای من با مامان ا.ت ازدواج کرده بخاطر همین تو یه خونه ایم
مینهو: 😳😳
ا.ت: بهش نگفته بودی
کوک: عزیزدلم خودت گفتی نگو
مینهو: یعنی اینکه الان ا.ت و جونگکوک و پدرجونگکوک و مادر ا.ت توی یه خونه اید
کوک: اره
مینهو: پس شما چطور تونستین
کوک: تو ول کن نیستی
مینهو: نه😅
کوک: اونا رفتن مسافرت
مینهو: اها پس اینطوره
ا.ت:😲😲ادامه رو چرا نمیگی که دو ساعت
کوک: 😅😅
مینهو: دو ساعت وایی استغفرالله جونگکوک تو خجالت نمیکشی جنبه هم نداری بخوای یه کاری کنی🤣😂
کوک: 😂
مینهو: من چقدر دلم خوش بود دوست دختر دارم و جونگکوک سینگله نگو که بچه هم داره
کوک: 😂😂
مینهو: حالا بچه دختره یا پسره اصلا بابا مامانتون دربارش خبر دارن
ا.ت: هیچکس نمیدونه مینهو کمکمون کن چطور بهشون بگیم
مینهو: فعلا بهشون چیزی نگید بزارید یه ماه دو ماهی بگذره بعد
کوک: حق بامینهو
ا.ت: باشه
مینهو: به منم یاد بدید چطور دوس دخترمو بیارم خونه
کوک: 😂😂
ا.ت: یه قرار بزار ما دوس دخترتو ببینیم
مینهو: فردا قرار داریم شما هم بیاین
ا.ت: کوک اگه کاری نداری تا بریم
کوک: نه من کاری ندارم باشه میایم
مینهو: عالیه
کوک: ا.ت بریم
ا.ت: باشه بریم خوش گذشت
مینهو: به منم همینطور کلی چیز ازتون فهمیدم
کوک: 😂😂اگه دوس دخترتو اوردی خونه ماهم بگو تا بیایم
مینهو: من اگه دوس دخترمو اوردم خونه به شما نمیگم بیاین
کوک: 😂😂
ا.ت: ما کاری میکنیم هرشب پیشت باشه بعد یه شب ماهم بگی بیایم
مینهو: واقعا 🤤
ا.ت: اره
#کوک
#فیک
#سناریو
part*5۲
ا.ت: ببین چیکار کردی جونگکوک
کوک: مگه من کردم
مینهو: نه پس من کردم تو کردی دیگه
ا.ت: 😂😂
مینهو: 😂😂
کوک:ا.ت تو الان ناراحتی
ا.ت: هم ناراحتم هم عصبانی
کوک: عزیزم ما که باهام چند روز پیش حرف نزدیم
مینهو: عزیزم 😊
کوک: 😂
ا.ت: مینهو تو گوشیم تو چیزای دیگه ای نرفتی
مینهو: نه بابا فقط با خرگوشی حرف زدم
ا.ت: 😂
مینهو: من وایسادم هنوز من پنج ماه دوس دختر دارم هنوز همو به زور میبینیم شما چطور بچه دار شدین
کوک: بابای من با مامان ا.ت ازدواج کرده بخاطر همین تو یه خونه ایم
مینهو: 😳😳
ا.ت: بهش نگفته بودی
کوک: عزیزدلم خودت گفتی نگو
مینهو: یعنی اینکه الان ا.ت و جونگکوک و پدرجونگکوک و مادر ا.ت توی یه خونه اید
کوک: اره
مینهو: پس شما چطور تونستین
کوک: تو ول کن نیستی
مینهو: نه😅
کوک: اونا رفتن مسافرت
مینهو: اها پس اینطوره
ا.ت:😲😲ادامه رو چرا نمیگی که دو ساعت
کوک: 😅😅
مینهو: دو ساعت وایی استغفرالله جونگکوک تو خجالت نمیکشی جنبه هم نداری بخوای یه کاری کنی🤣😂
کوک: 😂
مینهو: من چقدر دلم خوش بود دوست دختر دارم و جونگکوک سینگله نگو که بچه هم داره
کوک: 😂😂
مینهو: حالا بچه دختره یا پسره اصلا بابا مامانتون دربارش خبر دارن
ا.ت: هیچکس نمیدونه مینهو کمکمون کن چطور بهشون بگیم
مینهو: فعلا بهشون چیزی نگید بزارید یه ماه دو ماهی بگذره بعد
کوک: حق بامینهو
ا.ت: باشه
مینهو: به منم یاد بدید چطور دوس دخترمو بیارم خونه
کوک: 😂😂
ا.ت: یه قرار بزار ما دوس دخترتو ببینیم
مینهو: فردا قرار داریم شما هم بیاین
ا.ت: کوک اگه کاری نداری تا بریم
کوک: نه من کاری ندارم باشه میایم
مینهو: عالیه
کوک: ا.ت بریم
ا.ت: باشه بریم خوش گذشت
مینهو: به منم همینطور کلی چیز ازتون فهمیدم
کوک: 😂😂اگه دوس دخترتو اوردی خونه ماهم بگو تا بیایم
مینهو: من اگه دوس دخترمو اوردم خونه به شما نمیگم بیاین
کوک: 😂😂
ا.ت: ما کاری میکنیم هرشب پیشت باشه بعد یه شب ماهم بگی بیایم
مینهو: واقعا 🤤
ا.ت: اره
#کوک
#فیک
#سناریو
- ۱۲.۹k
- ۳۱ مرداد ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط