{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لب همان لب بود اما بوسه اش گرمی نداشت

لب همان لب بود اما بوسه اش گرمی نداشت
دل همان دل بود اما مست و بی پروا نبود

در نگاه سرد او غوغای دل خاموش
بود
برق چشمش را نشان از آتش سودا نبود

دیدم آن چشم درخشان را ولی در این صدف
برق چشمش را نشان از آتش سودا
نبود

در لب لرزان من فریاد دل خاموش
بود
آخر آن تنها امید جان من ، تنها
نبود
جز من و او دیگری هم بوو اما ای
دریغ
آکه از درد دلم زان عشق جان فرسا
نبود
دیدگاه ها (۲)

آرام بگیــر دلـــم ... !میـــدانـم دلتنـگـش هستــی... میـــد...

آنقدر از تو مینویسم...آنقدر از تو میگویم...که همین کلمات بر...

یک غزل آورده ام ، یک بوسه جایش میدهی ؟بوسه ای کشدار و شیرین ...

برگ برگ خاطرات کهنه را وا می کنمحاصل آن روزهایم را تماشا می ...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

نام=)سایه مافیا### پارت هفدهم: خون، بوسه و انتقامِ بی‌رحمانه...

فاصله یک لبخند تا جنون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط