{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آنقدر از تو مینویسم...

آنقدر از تو مینویسم...
آنقدر از تو میگویم...
که همین کلمات برای بازگرداندن تو با مهتاب هم قسم شوند!
و با کالسکه ی نقره ای سحر برای یافتنت به هفت شهر عشق سفر کنند...
می دانم در همان کوچه ی اول...
سر همان پیچ نخست!
همانجا که خودم را جا گذاشتم
به انتظارم نشسته ای!
تو شهرزاد هزار و یک شب عاشقی کردن های منی!
میدانم که می آیی!
نیایی در شب اول قصه خواهیم ماند!
دیدگاه ها (۲)

قسم به عشق ، که گمگشته ی دلم بودیاگر کنار تو بودم ، مکملم بو...

من میروم تا از سر تو دست بردارممن میروم اما همیشه دوستت دارم...

آرام بگیــر دلـــم ... !میـــدانـم دلتنـگـش هستــی... میـــد...

لب همان لب بود اما بوسه اش گرمی نداشتدل همان دل بود اما مست ...

عاشقانه های شبنم

ببین الان عادت شده نبودت. ولی من یادت میوفتم، ساعت از ⁰⁰ : ⁰...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط