{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نظرتون چیه بجای این فیک یک فیک دیگه بزارم

نظرتون چیه بجای این فیک یک فیک دیگه بزارم؟
نام:ازدواج اجباری.
پدر: دخترم، حاضری؟
ا/ت:*یه هوفی کشیدم*اره میتونیم بریم
*با پدرم سوار ماشین شدیم و به سمت عمارت جانگ کوک حرکت کردیم*
*وقتی به عمارت رسیدیم، تعجب کردم. عمارت بزرگی بود*
پدر: پیش اقای جئون بی ادبی نکن فقط موافقت کن
ا/ت: پدر، من بهت گفتم من قرار نیست باهاش ازدواج کنم!
پدر: باید قبول کنی، مجبوریم..
ا/ت: هوف...باشه
*با پدرم از ماشین خارج شدیم وقتی وارد خونه شدم، خیلی بزرگ و شیک بود*
*وقتی وارد شدیم دیدیم جئون توی اتاق پذیرایی نشسته و منتظر ماعه*
اینو بزارم یا همون باشه؟
دیدگاه ها (۱)

پارت ۲: سایه‌های فراموش‌شدهنفس ا.ت در سینه حبس شد. انگشتانش ...

پارت ۱ : تبعید در مههوا در «لوتیا» همیشه خاکستری بود، انگار ...

#p۲: اسم فیک: بوسه ای برای شروع دوباره(فلش بک به فردا):پدر ا...

سناریو هایتانی ریندو ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ماشین به سرعت ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط