{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در جمعی مشغول جدول حل کردن بودم.

در جمعی مشغول جدول حل کردن بودم.
یکی گفت بلند بگو.....

گفتم یه کلمه سه حرفیه
ازهمه چیز برتره

حاجی گفت : پول
تازه عروس گفت: عشق
همسرش گفت: یار
کودک دبستانی گفت: علم
حاجی پشت سر هم گفت: پول، طلا، سکه، مال، جاه

مادر بزرگ گفت: عمر
سرباز گفت: کار
دیگری خندید و گفت: وام
یه کی گفت: وقت
یکی گفت: آدم
گفتم: نه

"اما فهمیدم تا شرح جدول زندگی کسی رو نداشته باشی حتی یه کلمه سه حرفی آن هم درست در نمی یاد ، هرکی جدول زندگی خودشو داره"

هنوز به آن کلمه 'سه حرفی' فکر میکنم

شاید کودک پابرهنه بگه : کفش
لال بگه : حرف
ناشنوا بگه : صدا
نابینا بگه : نور

ومن هنوز در فکرم که چرا کسی نگفت : خداااا.....
دیدگاه ها (۱۲)

پنج ثانیه چشاتو ببند...بستی؟تاریکی رو دیدی؟!..دنیای همتون بد...

باران سلام.خوش آمدیدیرزمانی بود که در ذهن پر هیاهوی ما خاطره...

" پروفسور حسابی " زنده بودن حرکتی است افقیاز گهواره تا گور ....

باران تنهایی را بیشتربه رخمی کشد...

نام: قرارداد نفرتPart:²³جونگکوک هنوز روبه‌روی تابلوی «خروج» ...

سناریو:مرگ پنهان/پارت⁵روز بعد، دکو همه رو برای نهار توی مدرس...

🦢 پارت نهم | شروع بازیصبح روز بعد، لیانا زودتر از همیشه بیدا...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p62جیمین لب‌هاش رو روی هم فشار داد. نه بر...

part: 6♤درخواستی ♤ویو یوون. با هرقدمی که جلو میومد من هم عقب...

PT/1 ات یه چند وقتی بود که ...

تکپارتی𓂃 ࣪˖ ִֶָ☾. ݁₊ ⊹ . ݁˖ تهیونگهایی من ات هستم دوست دختر ...

Crimson silence (p13)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط