{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part

part 9
默默没有喝了两瓶么
🐬🐳🐬🐳🐬🐳🐬🐳🐬🐳🐬🐳🐬🐳🐬🐳
سانزو :اوی...پسربچه...بیا اینجا ببینم!!
آرام کلاهش رو برداشت و گفت : پدرسگ من دخترم....تو حتی نمیتونی جنسیت رو تشخیص بدی؟!
سانزو پشماش ریخت و گفت : جدی دختری؟
آرام پرو :نه پس ی ﷼+﷼@*&&ام دخترم دیگه!
سانزو :بسم الله الرحمن الرحیم تو دختر نیستی تو جنییییی!!!
آرام یهو کاتاناش رو درآورد و سانزو رو تهدید کرد و گفت:ی بار دیگه بهم بگی جن دهنت رو جر میدمممممم!!!!
سانزو یهو پا به فرار گذاشت ارام خیلی ریلکس نشست رو زمین و بعد رفت پشت کیسه بوکس لباس رو عوض کرد و شروع کرد با بوکس کار کردن
و دوباره صدای قدم های کسی اومد و آرام ایستاد
سرش رو راحت برگردوند و دید که مایکیه و داره دورایاکی میخوره آرام شوکه شد و گفت: مایکی؟ اینجا چیکار میکنی؟
مایکی : من میخواستم این سوال رو ازت بپرسم
آرام:حالا من پرسیدم
مایکی ی نگاه به سر تا پای آرام کرد و بعد به کیسه بوکس و گفت: هدیه اس؟
آرام کامل برگشت و گفت :اوهوم یکی بهم داده
مایکی یکم حسادت کرد : از کیه؟
آرام سرش رو کج کرد: از دکتر روانپزشکیم
مایکی یکم جدی تر : اها...نمیری خونه؟
آرام : نوچ!
مایکی سرد تر :به چه دلیلی؟
آرام: حالم بد میشه
مایکی سه قدم جلو تر اومد و گفت :از چی؟مافیا؟
آرام با خنده :نههه...از اینکه باید هربار قرص بخورم و به خودم آمپول بزنم
مایکی اومد پشت آرام و دستاش رو گذاشت رو شونه آرام و گفت : چه....قرصی؟
آرام لرزید و ترسید و گفت : ا..ارا...ارامبخش
مایکی یهو فشار داد و گفت : بدش به من !
آرام یهو اشک تو چشمش جمع شد و گفت:ن....نه....دیگه تموم شدن...دیگه ندارم
مایکی اومد دم گوش آرام و زمزمه کرد و گفت: جرات داری دروغ بگو
آرام اروم کرد خودش رو و گفت : اگه داشتم با خودم میاوردم..ولی الان ندارم
مایکی شونه آرام رو ول کرد و شونه آرام یکم قرمز شده بود
چند قطره بارون اومد ریخته شد رو کنه آرام و شونه آرام یکم سوخت چون یکم زخم شده بود
آرام ی آخ ریزی گفت جوری که مایکی نفهمه و گفت : میتونی بری...سرما میخوری
* چترش رو درمیاره و به مایکی میده *
آرام: بفرما...اینجوری بهتره
مایکی از حرکت آرام تعجب کرد و انتظار این حرکت رو نداشت و گفت : چرا....انقدر با من خوبی؟
آرام با لبخند چشم بسته: چون کمک کردن به دیگران بهم حس خوبی میده برام هم فرقی نمیکنه که طرف کی باشه
مایکی سرش رو کج میکنه :حتی اگه.....مافیا باشه؟
آرام: صددرصد...من خودمم با ی مافیا بزرگ شدم
مایکی شوکه شد و با جدیت پرسید:اسمش؟ سنش؟ملیت؟
آرام: آروم باش مایکی آدم بدی نیست اون مثل پدرم میمونه
مایکی سرش رو بلند کرد و گفت: پدرت؟ مگه تو خانواده نداری؟
آرام راحت :نه ندارم همشون تو ایران فوت شدن
مایکی انتظار این جواب رو نداشت و گفت : تک فرزندی یا نه؟
آرام: تک فرزندم و....تک فرزندی رو دوست دارم....خب مایکی بهتره بری وگرنه سرما میخوریااااا چترت رو هم باز کن *با لبخند *
مایکی :خیله خب...سایونارا
آرام با خنده دست تکون میده :سایونارا مایکی ☆
🌷🌸🌷🌸🌷🌸🌷🌸🌷🌸🌷🌸🌷🌸🌷🌸
تا پارت های بعدی بای باییی
دیدگاه ها (۱)

فکر کنم واقعا قراره تو قسمت ۹ همه چیز اینجوری پیش بره من :: ...

استخرمن مریم استخر فقط مربیم این باشه😂😂

part 8按揉按摩🤍🖤🤍🖤🤍🖤🤍🖤🤍🖤🤍🖤🤍🖤🤍🖤آرام که کنار دیوار وایساده بود کلا...

من جونم رو براتون میدم خیلی گل هستیددددخیلی ماه هستیدددد قرب...

♧♧♧♧♧♧♧♧♧♧♧♧♧♧♧♧♧♧آرام میدونست که سانزو شیفته ا.ت پس پیشنهاد...

part 6你斗殴那天顽童跌🛐🌌🛐🌌🛐🌌🛐🌌🛐🌌🛐🌌🛐🌌🛐🌌هایتانی ها هم دیگه رفتن و نمیخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط