سه پارتی از سانزو
سه پارتی از سانزو
#پارت2
:نمیدونم، اگه میخوای بخوابی بخواب،به هر حال که من گشنمه و الانم میرم غذا بخورم ،اگه بخوای میتونم با پول برات طرفو بخرم ولی اعتمادی نیست و نمیدونم با چند بار شکنجه حقیقتو لو میده و اگه بخوام بکشمش برات هم که خیلی ضایعس،پس هرکاری خودت میخای بکنی بکن
ا.ت: مرسیییییی عزیزممممم
گونه اش می بوسم و میرم اون یکی اتاق در باز می کنم میرم داخل
ا.ت: سلامممممم
یارو با یک پوزخند مزحک و لحنی اغواگر:سلام بیبی من،چی شده که انقدر برای دیدنم عجله داشتی؟، اونسری خیلی بهت خوش گذشت؟
ا.ت:رار البته که دلم برای احساسات درونم تنگ شده
لباس هامو در میارم و فقد با لباس زیر می مونم
:چرا که نه بیبی؟
*ا.ت میگیره و بی مقدمه پرت میکنه رو تخت و شب بی صبرانه شروع میشه*
*از آن سو نلین از خدا بی خبر در حال ضرر زدن به مدیر هتل و میل کردن هزاران مدل فست فود و کوفت و زهرمار های خارجی*:
اومم،این یکی چیه؟،اها نوستراداموس در سواحل آفریقا... بنظر خوشمزه میاد ،اها اینم بردارم،اینم خوبه،اینم بزارم با فیلم بخورم اها اینم...
ا.ت: اخخخخ وایسااااااا!
برای سانزو عکس می فرستم
*سانزو از آن سو وسط بار خسته از ماموریت برگشته و با ران و ریندو در حال نوشیدنه که یهو صدای پیامکی براش میاد و میبینه که از طرف ا.ت عه*
بزار ببینم این چیه؟*مسیج رو باز میکنه*هاااا؟، این حرومی زیر دسته منه چطور جرعت میکنه با زنم بخوابههه؟!، وای نه بخاطر ابهتم هم که شده باید برم یه تیر حرومش کنم ...
ران:تی وای زنت چه خوشگله
ریندو:تتو بونتن زده بود رو سینهاش
:کصکشا هرچی باشه زنمه نگا نکنید،اون تتو هم خودم زدم براش که بقیه بفهمن زن منه
ران:حسود...
ریندو: تا دیروز می گفتی بهش اهمیت نمیدی
:کصکش حسودی چی الانم نمیدونم چمه،حالا اینارو ولش کن چجوری پیداش کنم این هتل عنو؟...،نمیتونم به کوکونوی زنگ بزنم اون تو این کارها دخالت نمیکنه آبروم هم میره،اها بزار به نلین زنگ بزنم
ریندو: سانزو اون دختر رو نگا چه دافه
ران:سینه هارو ببین
:جووو-، صبر کن، الان نمیشه سعی کنین یه کمکی بکنید من این هتل کیری رو پیدا کنم یا نه ؟
ریندو:رد یاب نذاشتی رو گوشیش
ران:راس میگه
:نه ، ولی هرجا اون هست دوستش هم هست ،باید یه زنگی بهش بزنم
*اینو میگه و به نلین زنگ میزنه*
ران:من که میرم با اون بخوابم
ریندو: منم
ران:تو چرا....باشه بریم
رفتن به سمت دختره
:کصکشا شما دوتا برادرید چجور دوتایی میرید تریسام بزنید؟،حالم بد ش*نلین جواب میده *
ریندو: ببند
ران:لاس زدن با دختره
نلین:چی میگی موز صورتی؟
سانزو:میدونی ا.ت کجاس؟
نلین:اگه بدونم هم چرا باید به تو کونی بگم؟
سانزو:چون من شوهرشم
نلین:خو به کیرم اونم زنت بود ولی تو بهش خیانت کردی
سانزو :اونش به تو ربطی نداره
نلین:پس کجا بودن یا نبودن ا.ت هم به تو ربطی نداره،حالا هم سیک*و تلفنو رو سانزو قطع میکنه*
ا.ت: اخخخخ حیف شد آخرین بارمون بود.اههههه
ذهنم: می دونم الان داره نقشه کشتنت می کشه
*سانزو یکبار دیگه به نلین زنگ میزنه *
نلین در حال خوردن:بنال
سانزو:بهم میگی کجاست یا نه؟
نلین :فکر کردی من دوستمو میفروشم به ت_*که سانزو میپره وسط حرفش و میگه*: اگه بهت پیشنهاد یه اشتراک مک دونالد تا اخر عمر که همه غذاهایی که میخری رایگان میشه بدم چطوره؟
نلین:قبوله مشتی بیا به آدرس....اونجا اتاق شماره ۱۳۰ با دو تخت خواب و دوبلکس و با کد ملی... و کد ملی... با یه کلید اضافه که بیای خودم بهت میدم منتظرتن،اشتراک هم فراموش نشود بیاری،بای بایی🎀
ا.ت:اههههههه
کمر مرد چنگ می زنه که صدا باز شدن صدای اتاق میاد
ذهنم:پس بلاخره اومد
وقتی به در نگاه می کنم می بینم که بله شوهر عزیزم اومده که قصد جون مرد رو کرد
ا.ت:اههههه سانزو ایییی...صبر کن کارمون تموم شه...اخخخخ بعد بکشش
سانزو:سیک بابا *و یه تیر حروم اون مرتیکه میکنه *
ا.ت:هی آخ حداقل صبر می کردی ارضا بشم!!
سانزو:نه دیگه، بقیش با خودمه،این اتاق هم بدرد نمیخوره بیا بریم اتاق بقلی...
ا.ت:چی....
قلبم از ترس یخ می زنه و با تعجب بهت نگاه می کنم
ا.ت:یا خدا گوه خوردم «زیر لب»
ا.ت:دیگه گوه هم بخوری فایده نداره،با اینکه با بقیه بخوابی کاری نداشتم ولی وقتی عکس میگیری و میفرستی دیگه عواقب هایی هم داره..
*کتش رو میندازه رو ا.ت و بلندش میکنه و میبرتش تو چند تا اتاق بقلی *
ا.ت:چیز خودت گفتی دیگه از اینکه بکنیم خبری نیست!!«داد»
سرخ سرخ میشه و سرشو فرو می کنه تو لباس سانزو
:خبری نبود تا اینکه خودت یه چیزیو خبر دارش کردی ،خودت میدونی چیو میگم مگه نه؟*و با یه پوزخند منتظر جواب ا.ت میشه*
#پارت2
:نمیدونم، اگه میخوای بخوابی بخواب،به هر حال که من گشنمه و الانم میرم غذا بخورم ،اگه بخوای میتونم با پول برات طرفو بخرم ولی اعتمادی نیست و نمیدونم با چند بار شکنجه حقیقتو لو میده و اگه بخوام بکشمش برات هم که خیلی ضایعس،پس هرکاری خودت میخای بکنی بکن
ا.ت: مرسیییییی عزیزممممم
گونه اش می بوسم و میرم اون یکی اتاق در باز می کنم میرم داخل
ا.ت: سلامممممم
یارو با یک پوزخند مزحک و لحنی اغواگر:سلام بیبی من،چی شده که انقدر برای دیدنم عجله داشتی؟، اونسری خیلی بهت خوش گذشت؟
ا.ت:رار البته که دلم برای احساسات درونم تنگ شده
لباس هامو در میارم و فقد با لباس زیر می مونم
:چرا که نه بیبی؟
*ا.ت میگیره و بی مقدمه پرت میکنه رو تخت و شب بی صبرانه شروع میشه*
*از آن سو نلین از خدا بی خبر در حال ضرر زدن به مدیر هتل و میل کردن هزاران مدل فست فود و کوفت و زهرمار های خارجی*:
اومم،این یکی چیه؟،اها نوستراداموس در سواحل آفریقا... بنظر خوشمزه میاد ،اها اینم بردارم،اینم خوبه،اینم بزارم با فیلم بخورم اها اینم...
ا.ت: اخخخخ وایسااااااا!
برای سانزو عکس می فرستم
*سانزو از آن سو وسط بار خسته از ماموریت برگشته و با ران و ریندو در حال نوشیدنه که یهو صدای پیامکی براش میاد و میبینه که از طرف ا.ت عه*
بزار ببینم این چیه؟*مسیج رو باز میکنه*هاااا؟، این حرومی زیر دسته منه چطور جرعت میکنه با زنم بخوابههه؟!، وای نه بخاطر ابهتم هم که شده باید برم یه تیر حرومش کنم ...
ران:تی وای زنت چه خوشگله
ریندو:تتو بونتن زده بود رو سینهاش
:کصکشا هرچی باشه زنمه نگا نکنید،اون تتو هم خودم زدم براش که بقیه بفهمن زن منه
ران:حسود...
ریندو: تا دیروز می گفتی بهش اهمیت نمیدی
:کصکش حسودی چی الانم نمیدونم چمه،حالا اینارو ولش کن چجوری پیداش کنم این هتل عنو؟...،نمیتونم به کوکونوی زنگ بزنم اون تو این کارها دخالت نمیکنه آبروم هم میره،اها بزار به نلین زنگ بزنم
ریندو: سانزو اون دختر رو نگا چه دافه
ران:سینه هارو ببین
:جووو-، صبر کن، الان نمیشه سعی کنین یه کمکی بکنید من این هتل کیری رو پیدا کنم یا نه ؟
ریندو:رد یاب نذاشتی رو گوشیش
ران:راس میگه
:نه ، ولی هرجا اون هست دوستش هم هست ،باید یه زنگی بهش بزنم
*اینو میگه و به نلین زنگ میزنه*
ران:من که میرم با اون بخوابم
ریندو: منم
ران:تو چرا....باشه بریم
رفتن به سمت دختره
:کصکشا شما دوتا برادرید چجور دوتایی میرید تریسام بزنید؟،حالم بد ش*نلین جواب میده *
ریندو: ببند
ران:لاس زدن با دختره
نلین:چی میگی موز صورتی؟
سانزو:میدونی ا.ت کجاس؟
نلین:اگه بدونم هم چرا باید به تو کونی بگم؟
سانزو:چون من شوهرشم
نلین:خو به کیرم اونم زنت بود ولی تو بهش خیانت کردی
سانزو :اونش به تو ربطی نداره
نلین:پس کجا بودن یا نبودن ا.ت هم به تو ربطی نداره،حالا هم سیک*و تلفنو رو سانزو قطع میکنه*
ا.ت: اخخخخ حیف شد آخرین بارمون بود.اههههه
ذهنم: می دونم الان داره نقشه کشتنت می کشه
*سانزو یکبار دیگه به نلین زنگ میزنه *
نلین در حال خوردن:بنال
سانزو:بهم میگی کجاست یا نه؟
نلین :فکر کردی من دوستمو میفروشم به ت_*که سانزو میپره وسط حرفش و میگه*: اگه بهت پیشنهاد یه اشتراک مک دونالد تا اخر عمر که همه غذاهایی که میخری رایگان میشه بدم چطوره؟
نلین:قبوله مشتی بیا به آدرس....اونجا اتاق شماره ۱۳۰ با دو تخت خواب و دوبلکس و با کد ملی... و کد ملی... با یه کلید اضافه که بیای خودم بهت میدم منتظرتن،اشتراک هم فراموش نشود بیاری،بای بایی🎀
ا.ت:اههههههه
کمر مرد چنگ می زنه که صدا باز شدن صدای اتاق میاد
ذهنم:پس بلاخره اومد
وقتی به در نگاه می کنم می بینم که بله شوهر عزیزم اومده که قصد جون مرد رو کرد
ا.ت:اههههه سانزو ایییی...صبر کن کارمون تموم شه...اخخخخ بعد بکشش
سانزو:سیک بابا *و یه تیر حروم اون مرتیکه میکنه *
ا.ت:هی آخ حداقل صبر می کردی ارضا بشم!!
سانزو:نه دیگه، بقیش با خودمه،این اتاق هم بدرد نمیخوره بیا بریم اتاق بقلی...
ا.ت:چی....
قلبم از ترس یخ می زنه و با تعجب بهت نگاه می کنم
ا.ت:یا خدا گوه خوردم «زیر لب»
ا.ت:دیگه گوه هم بخوری فایده نداره،با اینکه با بقیه بخوابی کاری نداشتم ولی وقتی عکس میگیری و میفرستی دیگه عواقب هایی هم داره..
*کتش رو میندازه رو ا.ت و بلندش میکنه و میبرتش تو چند تا اتاق بقلی *
ا.ت:چیز خودت گفتی دیگه از اینکه بکنیم خبری نیست!!«داد»
سرخ سرخ میشه و سرشو فرو می کنه تو لباس سانزو
:خبری نبود تا اینکه خودت یه چیزیو خبر دارش کردی ،خودت میدونی چیو میگم مگه نه؟*و با یه پوزخند منتظر جواب ا.ت میشه*
- ۸۶۳
- ۰۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط