P

P¹⁹

هائون: آقا لی فیلیکس به نظره شما کدم یکی خوشمزه هست
فیلیکس در حالی که مردمک چشم هایش رو روزنامه بود گفت
فیلیکس: من شیزه شیرینی دوست ندارم
هائون : ولی یکی رو بخور خواهش میکنم مگه چی میشه که بخوری زهر که نریختم توش بعدشم من باردارم...
فیلیکس : ای بابا گیری کادیما
انگشت اش. زا گذاشت رو ل*ب هائون و گفت
فیلیکس: خوشم نمیاد کسی زیاد حرف بزنه
هائون سری تکون داد و دستش را پایین کرد فیلیکس روزنامه را گذاشت رو میز و سمته میز صبحونه رفت و هایون سینی به دست سمته میز رفت ...
هائون : شما هم ایقدر نگید دوست ندارم ... منم دوست ندارم که شما میگید دوست ندارید
فیلیکس: ساکت
هائون: خب دیگه قبول کردم که اینجا عمارت منه و دیکه خانم این عمارت شدم و...
فیلیکس صندلی هائون رو نزدیم خودش کرد و صورت اش نزدیک صورت هائون شد با صدا آروم گفت
فیلیکس: خب دیگه هر دردی رو باید تحمل کنید نه
هائون آب دهنش را قورت داد و چندین بار پلک زد و گفت
هائون : امشب میرم جشن آره
فیلیکس ازش دور شد و مشغول خوردن صبحونه شد سری تکون داد و هائون هم شروع به خوردن کاپکیک ها شد چهار تا را خورد و حالت تهوع گرفت دستش را گذاشت رو دهنش و از رو صندلی بلند شد زود رفت سمتت سرویس بهداشتی فیلیکس نگران اش شد ولی به رو خودش نیاورد به هانا گفت تا به دنبالش بره خودش از نگرانی نمی‌فهمید که چیکار کنه هائون با. رنگ مثل کج وارد سالن شد فیلیکس با خونسردی گفت
فیلیکس: کم میخوردی
هائون رو مبل نشست و سرش را گذاشت به پشته مبل فیلیکس از رو صندلی بلند شد و سمتت هائون رفت
فیلیکس: بگم دکتر بیاد
هائون دستش را گذاشته بود رو پیشانی اش گفت
هائون : نه نیازی نیست اینا ادی هستن
فیلیکس: تا شب خوب استراحت کن باشه وقتی بیام بایو آماده باشی
سمته در رفت هائون عصبی گفت
هائون ... ایش اینم شد آدم فکردم عوض شده
》》》》》》》 شب
با لباس های قرمز بلند و موهای نیم بسته شده و آرایش غلیظ جلو ایینه ایستاده بود کمی استرس داشت دستش را گذاشت رو شکم اش
هائون : نگران نباش مامانی از پسش برمیاد
هانا تقی به در زد وفت
هانا : هائون ارباب منتظره
هایون سری تکون داد و دامن جلو پا اش را با دست هایش بلند کرد و سمته پله ها رفت آروم آروم از پله ها پایین می‌رفت تا اینکه چشم تو چشم شد با فیلیکس زود نگاهش را ازش گرفت و به پایین دوخت
فیلیکس با کت شلوار میکشی و موهای زد اش زیبا ای اش را چندین برابر میکرد
اسلاید ۲ لباسه هائون
اسلاید ۳ آرایش هائون


خواندن بودنه لایک حرام است
دیدگاه ها (۲)

P²⁰هائون با قدم های آرام سمته فیلیکس رفت و جلوش ایستاد چشم ت...

درست بود که هائون سختی های زیادی کشیده بود ولی فیلیکس برایش ...

اسلاید دو لباس هائون اسلاید سه کاپکیک های که هائون درست کرد ...

P¹⁸اسلاید دو لباس هائون اسلاید سه کاپکیک های که هائون درست ک...

یونگی . وزیر عظم شما مرخصید. وزیر . چشم سرورم. هایون . پدر.....

☆ᴵ ʲᵘˢᵗ ʷᵃⁿᵗ ᵗᵒ ᵉˣᵖᵉʳⁱᵉⁿᶜᵉ ˡᵒᵛᵉ.☆ᴾᵃʳᵗ☆④_هی فیلیکس پیداش کردم...

black flower(p,282)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط