نام فیک ماه شب من

نام فیک: «ماه شب من»
Part: 1

ویو 𝒥𝓀

امروزم مث همیشه بعد از یه معامله ی موفق برای جشن گرفتن به بار رفتم خیلی وقت بود به بار.......(حالا خودتون تصور کنین) نرفته بودم پس با تهیونگ به طرف بار.... راه افتادیم.....
ویو𝓐.𝓣

امروزم مثل همیشه تا صبح درس خوندمو ی ساعت خوابیدم و ساعت شیش و نیم پاشدم رفتم WC وکارای مربوطه رو انجام دادم و اماده شدم و به سمت دانشگاه و بعد از تموم سدن دانشگاه به سمت باری که اونجا نیمه وقت کار میکنم و درسته جای خوبی برای کار کردن نیست ولی خب مجبورم بدهی هایی که پدرم بالا میاره رو صاف کنم درسته پول زیادیم نیست ولی میشه زندگی رو گذروند اه از فکرو خیال در اومدمو رفتم لباسامو عوض کردم
*نکته ا. ت ی گارسونه تو بار نه چیز دیگه ای منفی فکر نکنید*
ویو𝒥𝓀

بعد از دوساعت به بار مورد نظر رسیدیم چون محل تحویل محموله بیرون از شهر بود، وقتی وارد بار شدیم بوی الکل و سیگار آدمو خفه میکرد ولی برای من خوشایند بود بعد از داخل شدن به سمت VIP راه افتادیم و دوره میز مخصوصمون نشستیم که گارسون اومد
گارسون: سلام خوش اومدین چه چیزی میل دارین؟(نکته گارسو ا. ته)
تهیونگ: من یه ویسکی هشتاد درصد میخوام
کوک: واقعا از حد نگذریم و دختره خوشگلی بود ولی یه خرزه بیش نیس واقعا حیف که هرزس وگرنه ماله خودم میکردمش*نکته همه ی اینو تو دلش بود*
«ادمین:کوکی دادا یکم زود نیس تازه دو دیقه نیس دیدیش هاا»
تهیونگ: جنگکوک.... اهایی.. الوووو اویی باتوام هاا
کوک: ها.. چته صداتو انداختی رو سرت
تهیونگ: خوبی نیومده که.. یساعته کجایی دارم صدات میکنم
جئونگکوک:........

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بچه ها واقعا شرمندتونم ببخشید واقعا زندگیم بدجوری بهم ریخته و این پارت رایگانه چون نبودم🙃
دیدگاه ها (۲)

رخواستی از تهکوک خب معرفیه شخصیت ها: جئون جونگکوک: پسری درون...

بچه هااااا خبر فورییــــــــــــــــــــــــطبق شایعه هایی ک...

اصکی اجباری خب بچه ها بیاین شانسمون رو امتحان کنیم و ماهم کم...

خب خب بریم برای معرفیه فیک 🙃ــــــــــــــــــــــــــــــــ...

پارت ۶ فیک دور اما آشنا

پارت ۲۶ فیک دور اما آشنا

پارت ۹ فیک دور اما آشنا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط