{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با ذوق ازَش پرسیدم :

با ذوق ازَش پرسیدم :
"اسمِ بچّمونو چی دوس داری بزاریم..؟ "
اونَم آروم و با غَم جواب داد: "سارا .."
و این شد که مَن شروع به کشتنِ تمامِ "ساراهای شهر" کردم آقای قاضی...
#شهرزاد_یزدانی
دیدگاه ها (۱)

part 3

پارت 3 🍷: عزیز ترین دشمن من: 🍷ویو جیمین: کلاس های زیادی رو ر...

My life star 🌟 Part:¹``ویو لیلی `` قلنج گردنم رو شکوندم به ب...

قاضی میگفت : یک روز آقای تقریباً ۳۰ ساله با پیراهن مشکی اومد...

بچهااااااااااا

کپشن مهمههه🎀🐥عروسک من😈🔞پارت یازدهم "نیکولای"تو اتاق عروسکم ر...

### A Shadow Named You### سایه‌ای به نام تو### P.13(روایت از...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)Part:20فقط به ا.ت صدمه زدم فق...

فقط یه دوست معمولی پارت 4داشتم کتابم رو باز می‌کردم که صدای ...

پارت ۱۱ #پشت غرورت«فکر کردی من مُردم؟»اما خشکش زده بود.دختری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط