{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وصیت کردم ...

وصیت کردم ...
اگر روزی مــــــــرگ به دیدارم آمـد هـــــل نکنید !
مـــن چــــیزی برای از دســت دادن نداشــتم
نه مـــالک کـسی بودم و نه کـسی مـــالک من
نه وارثی دارم و نه ارثی کـــه بمـــاند
نه از کســی طلـبکارم و نه به کســی بدهکــار
بعد غذا و ســــیری دل ،از ذوق نبودنم یک دل ســــیر بخندید ،با لبخـــند بدرقــه ام کنید ، من طــاقت گــــریه ندارم
اسباب پذیرایی را با هـق هـق تعارف نکنید
از گلو پایین نمیرود..
دل تنگی نکنید..
من تمام عمر دلتنگ بودم..
غصه نخورید ،،مــــن شاد شادم !!
خیلی شلوغــــش نکنید،
من آدم مــــهمی نبودم ..
فــــقط نوشــــته هایم را با مـــن خاک کنید..
نمیخواهم کــــسی بداند من چقدر ساده بودم ..
چقدر اشـــتباه کردم و چقدر زخــــم خوردم .. :(
دیدگاه ها (۱)

بچه ها من ناخواسته یکی رو ناراحت کردم البته من ناراحتش نکردم...

فیک کوک فصل ²پارت ¹ویو راوی همانطور ا.ت جلوی عمارت ایستاده و...

part : 53chapter : 2وقتی که به جای ویلیام .. استیو کنارم نشس...

محو زیبایی او پارت ۳۶ویو تهیونگ رفتم جلوی در اتاق رزا و در ز...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت اول: برخوردِ تقدیر[دیدگاه تهیونگ]سلا...

KIM V

آخرین کودتا.بنزین بر آتش جنگ وجودی!!نمی‌دانم چطور و با چه زب...

سلام و ارادت به همه‌ی دوستان عزیز و همراهان همیشگی‌ام 🤍🌱به‌خ...

سلام،در برنامه ی دیگه فعالیت مذهبی دارم رفتم تو صفحه ی کاربر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط