{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جین با حرص داد زد هی داداش تقصیر بیول نیست تقصیر این زن

جین با حرص داد زد : هی داداش تقصیر بیول نیست تقصیر این زن وحشی منع
بیول در حالی که زانویش می‌سوخت و قلبش از بی‌تفاوتی تهیونگ تکه‌تکه شده بود هنوز هم سعی کرد با صدایی لرزان جین را آرام کند تا بیش از این با جینا دعوا نکند
جینا عصبانی تند گفت : این زن.. این زن .. سپس تند سمت بیول پرید سیلی محکمی روی گونه اش زد که جین حتی نمی‌فهمید که چیکار بکند ولی همان‌طور که جینا در میان هق‌هق‌هایش به بیول حمله می‌کرد ناگهان تهیونگ که تا آن لحظه مانند تندیسی یخی بی‌تفاوت بود سر جایش خشک شد. او با صدایی که مثل رعد در فضای خانه پیچید و لرزه بر تن دیوارها انداخت، محکم فریاد زد: جینا
این فریادِ ناگهانی و پرقدرت چنان ابهتی داشت که جینا در جا میخکوب شد و جین هم از شدت تعجب سکوت کرد. بیول که روی زمین افتاده بود با ناباوری به همسرش نگاه کرد انگار برای اولین بار رگی از غیرت یا خشم را در چهره‌ی سنگی او می‌دید.
حالا که تهیونگ بالاخره سکوتش را شکست با صدا مرمر مانند ادامه داد : نمیشه یه روز بدون دعوا بگذره هااااا .. جین اخم کرد تا حدی که بتواند سنگینی وجودش را در آن مکان ایجاد کند سپس با لحن خش دار گفت : گفتم که بیول تقصیری نداره
نگاه مرد عصبی تیز شد سپس زل زد به برادر کوچکتر همانند جدی با موهای نامرتبط خش دار ادامه داد : بس کن مثل طوطی تکرار نکن
جینا پوزخند زد سپس کلافه دستی در موهایش فرو برد و تند گفت : از کس تا الان وکیل مدافع هرزه ای مثل این شدی هوم بگو .. بگو می‌شنوم یکی دیگه آره .. این همه نادیده گرفتم بخاطر همین بود
جین زمزمه کرد : مراقب حرف زدند باش
میان آن سخنان زیاد حدود نفر های اضافه شدند در میان آشپزخانه پر از دعوا یی همواره با همسر برادرش و سئو مین ای که کیف به دست با چهره های شوکه ایستادند .. جینا بدون توجه به آن ها باز هم با صدا بلند ترین که دیوار ها را خراش میماند گفت : لعنت بهت .. یه موقع ای شده که به چشم زنت بهم نگاه کنی ها ..
جین عصبی مانند سمتش گام برداشت سپس بازویش را به دست های ورزیده اش گرفت و محکم زمزمه کرد : دهنتو ببند آخرین باره که میگم
یی همانند جدی بلند تر صدا بالا داد : بس من غرور جینا راجب ژنو شوهر تو این خونه گفته نمیشه .. جینا سمت یی چرخید : باشه .. - نگاهش دوخته شد در چشم های جین - تو دروغگو هستی ازت بدم میاد .. از تو از بیول دختره هرـ...
حرفش با خوردند سیلی محکمی از جانب شوهرش قطع ماند قلبش لرزید .. و بیول ای که مثل سیم برق پرید و بلند شد : چیکار کردینـ... تهیونگ کلافه دستی به پیشانیش کشید و نفس عمیقی کشید با حرکت سری بازو بیول را گرفت سپس سمت خودش کشاند
جین با لحن هشدار مانند دستش را بلند کرد و ادامه داد : دفه آخرت باشه سر شوهرت داد میزنی ... با همان دست راستی که از شدت ضربه قرمز بود بالا آورد و با پشت دستش محکم زد در دهان همسرش که این بار باعث خون ریزی دهانش شد، بیول بار دیگری دست تهیونگ را به حدی دریا محکم حول داد سپس سمت جینا هجوم برد
موقع ای که دست جین بلند شد همانند پشت دست سمت صورت جینا ولی این بیول بود که مثل باد کاغذ جلو جینا ایستاد و سیلی محکمی روی گونه و نیمی از دهان او زده شد .. چشم های جینا بزرگ شدند و جین ای که مات و مبهوت نگاهش کرد ..
بیول بدون گذاشت دستش روی صورت تند گفت : بس کنید شما نمیتوانید مثل آدم حرف بزنید .. محض رضای خدا گوش بدین
سئو مین تند بازو بیول را کشید سپس آرام زمزمه کرد : خواهر دخالت نکن
بیول بازویش را کشید جین بار دیگری کلافه پیشانیش را نوازش کرد : بزرگ خانواده عشق خانواده پول دار خانواده کیم تهیونگ به زنت یاد ندادی که تو مسایل زناشویی نباید دخالت کرد... گره اخم های تهیونگ بیشتر بهم خوردند و رنگ چشم هایش عوض شدند نه از عصبانیت بلکه از کنایه های برادر حسودش .. او با لحن خونسرد حاصل از عصبانیت گفت : بیا اینجا بیول ..
دیدگاه ها (۱)

صداش تا حدی ترسناک بود که قلب بیول از شدت ترس لرزید دست هایش...

جینا با شنیدن فریادهای جین شوکه شد و عقب کشید. بیول با آرامش...

معصوم پلک زد و تند گفت : این..مال..خدمتکار تند گفت : عادت ه...

عوض شده بعدشم دست اون عوضی رو جلوش رو میکنم .. بیول تند تند ...

تهیونگ خواست آن همه غرق بودنش را جمع کند سپس روی تخت نیم خیز...

( افسانه نور )پارت ( سخنان ترسیده )کجا رفت آن حیاط و حوض و ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط