{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آن چنان غرق تو بودم که خودم یادم رفت

آن چنان غرق تو بودم که خودم یادم رفت
خیره در چشم تو آنقدر که غم یادم رفت

نذر چشمان تو هر شب به حرم می رفتم
محو چشمان تو بودم که حرم یادم رفت

بین دستان تو با من دو قدم فاصله بود
دو قدم فاصله تنها، دو قدم یادم رفت

خواستم نام تو هر روز به یادم باشد
پشت دستم بنویسم... که قلم یادم رفت

کاش میشد به من و حرف دلم گوش کنی
کاش باور بکنی حرف خودم یادم رفت..!
دیدگاه ها (۲)

عاشقت هستم مرا دیوانه تر از این نکنمن خرابم خواهشا ویرانه تر...

ناله از دوری آن کن که تو را می فهمدعشق خود صرف همان کن که تو...

ستاره ای شده ام غرق آسمان دلتکه راه عشق کشاندم به کهکشان د...

عاشقت هستم تو ای معبــود منعشق تو تاری بود بر پود منمی پرستـ...

رمان عشق من واقعیه part 75 من حتا هنوز نفهمیدم کاملا به جونگ...

سناریو فیک بنگ چان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط