{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

برات قلدرئ میکن امآ عاشق

برات قلدرئ میـکنہ امآ عاشقہ🩵 ⃢⋆"
وانشات از : #جوجوتسو_کایسن_وانشات
گـؤجو ساتـورو.
_ فلش بک💕_
ی روز مثل همیشه توی مدرسه داشتم برای بقیـہ قلدرئ میکـردم خبـ بہ ہر حآل من بد بؤی مدرسہ بودم..
ی رؤز ا.ت رو دیـدم همون دخترئ که عاشـقش بودم. گوشہ ی مدرـسہ گیرش انداخـتم و بو.سیـدم.ش.
.
"+ چہ غلطئ-!"
"- دهنتو ببند. فقط گرسنه ام بود"
"+ کثافت گرسنه ات میشه میایی لبای دختر مردمو میخوری!؟"
" - خودت میدونی هیچ غلطی نمیتونی بکنی. من گوجو ام. یادته؟ همونی که هیچ کس جرات نداره رو حرفش حرف بزنه"
"+ دهنت رو ببند پسره ی ماد.ر جن.ده!"
" - چه غلطی-!"
_راوی😇_
ا.ت به گوجو ی سیلی محکم زد و فرار کرد. چند ماه گذشت و گوجو دیگه برای ا.ت قلدری نمیکرد. ات عذاب وجدان گرفته بود. یک روز گوجو تولدش بود. دخترا واسش کادو های رنگارنگ میاوردن تا گوجو فقط بهشون توجه کنه.
گوجو تولدش رو توی عمارتش گرفت و همهرو از جمله ا.ت دعوت کرد.
.
ا.ت لباس پوشید و به مهمونی رفت
*از اونجایی که گشادیم میاد سریع تمومش میکنم😂👍*
گوجو تو تولدش گرفت ا.ت رو کرد.☺❤...
_پایان فلش بک💕_
ا.ت روی پاهای گوجو سرش رو گزاشته بود و به شیطنت های بچه شون میخندیدن. ا.ت: هعی! ماشالله همه ی اتفاق هارو هم دقیق یادت مونده! مثل قبلا منحرفی!
گوجو تک خنده ای کرد
"- معلومه که یادم میمونه!"🥃
𝐚𝐧𝐝,,,
دیدگاه ها (۲۰)

"اگہ مسـت باشہ و بآ حولہ بـبـینتت"✨⃢🍷...#سگ_های_ولگرد_با...

"اگہ مس.ت باشن و بآ حولہ ببینتت"🍓⃢⋆✨...)درخواستی_ ادامه تک پ...

.🥃.عاطفہ هستمسناریو مینویسم؛ همیشـه دوست داشتم نویسـنده بش...

"کدؤم قسمـت عبٵدت رو دوسـت دارن؟!"وآنشات از: #سگ_های_ولگرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط