{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

موضوع: شیپ دراکن و مایکی

موضوع: شیپ دراکن و مایکی
(اگه دوست ندارید نخونید در حد بوسه ولی رو لب)
ببخشید اگه بد شد 🙏🏻 🙏🏻
درخواستی
وانشات

اتاق مایکی توی سکوت سنگین نیمه‌شب فرو رفته بود و سایه‌ی بلند دراکن که بیرون بود رو روی دیوار انداخته بود مایکی روی تخت نشسته بود زانوهاش رو بغل کرده بود و خیره شده بود به یه نقطه‌ی نامعلوم اون چهره‌ی شکست‌ناپذیر اینجا نبود فقط مایکی بود که زیر بار سنگین مسئولیت‌ هاش داشت له می‌شد

دراکن که وارد شد چیزی نپرسید اون لازم نبود بپرسه دراکن ضربان قلب مایکی رو از دور هم حس می‌کرد خیلی آروم رفت سمتش و کنارش روی تخت نشست دراکن دست بزرگ و گرمش رو گذاشت روی شونه‌ی مایکی و فشار آرومی بهش وارد کرد

مایکی سرش رو چرخوند نگاهش خسته بود اما وقتی دراکن رو دید یه آرامشی توی چشم‌ هاش دوید سرش رو تکیه داد به سینه‌ی دراکن درست همون‌جایی که صدای قلب محکم دوستش رو می‌شنید

دراکن همون‌طور که با انگشت‌هاش موهای روشن مایکی رو نوازش می‌کرد آروم گفت

دراکن: بسه دیگه مایکی انقدر به خودت فشار نیار

مایکی چشماش رو بست و عمیق نفس کشید عطر همیشگی دراکن بوی ملایم صابون و چرم آرومش می‌کرد اون زمزمه کرد
مایکی: حس می‌کنم دارم گم می‌شم کن‌‌چین...

دراکن که نمی‌تونست این حالت مایکی رو ببینه چونه‌ش رو گرفت و صورتش رو بالا آورد نگاهشون توی هم گره خورد توی اون لحظه هیچ دعوایی نبود فقط دو نفر بودن که به هم پناه آورده بودن

دراکن خیلی آهسته با احتیاطی که فقط مخصوص مایکی بود فاصله‌ی بینشون رو کم کرد بوسه‌ ی اول کوتاه و نرم بود اما وقتی گرمای لب‌های مایکی رو حس کرد بوسه عمیق‌تر شد پر از احساس و دلتنگی بود

دست مایکی رفت روی تتو اژدها و کمی روی مو های دراکن و اون رو به خودش نزدیک‌تر کرد دراکن بازوهاش رو دور کمر مایکی حلقه کرد و اون رو آروم بغل کرده بود

وقتی از هم جدا شدن مایکی لبخند کمرنگی زد لبخندی که واقعی بود نه از اون لبخندهای مغرورانه‌ی توی خیابون

دراکن آروم گفت

دراکن: مهم نیست دنیا چقدر خراب بشه... من همیشه پیشتم مایکی

مایکی دستش رو گذاشت روی قلب خودش گذاشت
مایکی: می‌دونم واسه همین هنوز زنده‌م

و مایکی و دراکن پیش هم دوست و شاد بودن اره دیگه.
دیدگاه ها (۰)

یه خبر واقعا بد برای خودم.از من به شما نصیحت دلتون به حال گر...

یکم بخندیم

اولین چیزی که تو تیک تاک برام اومد

اولین چیزی که تو تیک تاک برام اومد

‹My•Darling›.۱۲مایکی با چهره ناخوانا : کن_چین میدونه؟ا/ت : ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط