چندپارتی(درخواستی)

چندپارتی(درخواستی)
ادامه یp5
یوری: ولی من نمیخوام
جین: میخوای دکتر خانوم بیاد؟
یوری: نهههههه.... میشه بریم خونه؟ مگه یه تایم pms چقدر مهمه اخههههه(بغض)
جونگکوک: زود تموم میشه سعی میکنم سریع تموم کنم که هیچکی اذیت نشه باشه؟
یوری: باشه (بغض)
جین: افرین فدات شم... خب دراز بکش اینجا دستت رو بده به من
جونگکوک: خب عشق داداش ببین میخوام یک جسمی رو وارد کنم(لعنت بر ذهن منحرف) فقط شاید اذیت شی... یکم سرده باشه؟
یوری: اوهوم
جین: اگه اذیت شدی دستم رو فشار بده
یوری: باشه
جونگکوک: پس شروع میکنم
و جونگکوک یک وسیله ای که تهش شبیه یک دوربین داره رو اروم اروم فشار داد که زیاد یوری رو اذیت نکن
یوری: اییییی(جیغ و گریه)
جین: هیسسس قربونت برم من اخه فدات شم... الان تموم میشه
جونگکوک: یوری داداشش میدونم داری اذیت میشی ولی یکم صبر کن...
یوری: نمیتونم.... توروخدا تمومش کن دیگه(گریه ناله)
جونگکوک (رو به جین): محکم بگیرش باید بیشتر فشار بدم
جین: باشه..... فدات شم من چیزی نیست..... سعی کن اروم باشی
یوری: داداشی خواهش میکنم بهش بگو تموم کنه.... دارم میمیرم.... ااااااااااا..... خواهش میکنم تمومش کن.... التماس میکنم...(گریه شدید)
جین وقتی یوری رو تو این موقعیت دید بغضش گرفت
جین: فدات شم داداشی..... باشه بهش میگم تموم کنه اروم باش فقط قربونت بره داداشی...
جونگکوک روبه جین میکنه و میگه: نمیتونم فشار بدم بدنش سفته داخل نمیره
یوری: داداش(جیغ) کمکم کن خواهش میکنم خیلی درد داره....
جونگکوک: میدونم فدات شم الهی.... اگه سعی کنی شل کنی اروم تر میشی...
یوری: با هق شه
یوری بدنش اروم تر میشه و جونگکوک هم از م. قعیت استفاده میکنه و بیشتر فشار میاره که جیغش میره هوا
یوری: داداش بس کن... دیگه فشار ندههه(جیغ)
جونگکوک: تموم شد فدات شم تموم شد الان میخوام درش بیارم
جین: زود باش بچه مرد و زنده شد(بغض)
جونگکوک: درش اوردم فدات شم الهی... همینجا بمون تا برات اب قند بیارم
یوری: باشه(بیحال)
جین: بمیرم برات الهی.... من میرم بیرون تو لباسات رو بپوش تا جونگکوک برات لب قند میاره....
یوری: اوهوم...
جین رفت بیرون و اعضا که فقط صدا داشتن داشتن از نگرانی میمردن سریع رفتن پیش جین
جیهوپ: چیشد.... چرا انقدر جیغ میزد؟
جین: کارش تموم شد... خیلی اذیت شد التماس میکرد که کمکش کنم.... خیلی اذیت شد (اخرش بغضش گرفت)
نامجون: میتونیم بریم پیشش؟
جین: داره لباساش رو میپوشه
یونگی: من میرم ببینم لباس پوشید یا نه
تهیونگ: بیچاره خیلی زجر کشید... یکم دیگه اگه طول میکشید... از جیغاش اشکم در می اومد و گریه میکردم
یونگی: بچه ها لباس پوشیده بریم؟
جیهوپ: بریم پیشش
اعضا رفتن داخل دیدن که یوری رو تخت نشسته و هنوز بی صدا اشکاش داره میاد و جونگکوک اروم ماساژش میده و بهش اب قند میده
یونگی: یوری داداش خوبی؟
یوری: بهترم
جیهوپ: اذیت شدی؟
یوری: خیلی... خیلی خیلی زیاد
تهیونگ: قربونت برم اخه.... میدونیم اذیت شدی خیلی ببخشید
جونگکوک: ببخشید عشقم من باعث شدم خیلی اذیت بشی فدات شم
یوری: نه... خوب حتما نیاز بود دیگه.... الان خوبم
نامجون: خب عشقم میتونی راه بری؟
جیهوپ: راه نره بهتره... بغلش میکنیم میبریم

ادامه دارد...

ببخشید اگه بد شد... و نصیحتم اینه که..... جان جدتون دیگه اینجور درخواستی ندینننننننن😂😂😂من صد بار آب شدم رفتم تو زمیننن😭😭😭
دیدگاه ها (۲۵)

part 72دکتر رفت و جیهوپ نشست پایین صندلی و دستشو گرفت.جیهوپ«...

https://wisgoon.com/mafia_jeon_btsتوروخدا بهم پیام بده ازت خ...

p4

پارت چهار سونیا: میدونستی نامجون مافیا هست( پوز خند)یوری: چ....

پارت ۳ × یه چیزی بگو لعنتی ( عربده و گریه ) + فقط یه شرط دار...

پادشاهی شب"مجازات روز"رستگاری سپیده دم PART 4دستش رو دور گرد...

(دلداده) ♡ویو ا/تجونگکوک منو برد سمت مبل و نشوندم کنارش. هنو...

پارت ۱۰که یهو ات گریش گرفتات: ی..یوری..م..من اینو..ک..کشتم؟!...

^وقتی اعضای بی تی اس یه فرصت پیدا میکنن تا از هم دیگه شکایت ...

پارت ۲۰ (هنوز فلش بگ دیشبه تهکوکه)«خوش برگشتی نفسم...بشین»«م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط