Part
Part 8
کوک ا،ت و به اتاقش میبره و ا،ت و روی تخت میزاره ،ات هنوز داره گریه میکنه و صورتش قرمزه
کوک : ا،ت چرا داری گریه میکنی
ا،ت: همش تقصیر توعه
کوک : چرا
ا،ت: تو دخنرونگیمو گرفتی الان همه با تحقیر به من نگاه میکنن من نمیتونم تحمل کنم
کوک: ا،ت تو الان ملکه این عمارتی
ا،ت : کی گفته تو پادشاهی که من بخوام ملکه تو باشم تو فقط یه آدم عوضی که همه رو اذیت میکنی همه حرف هاشو با گریه میکنه
کوک: ا،ت ببین دارم باهات درست رفتار میکنم پس اعصبانیم نکن
ات،: گریهه
کوک : پرنسسم گریه نکن دیگه و ا،ت و بغل میکنه
ا،ت: هم از شدتت ناراحتی کوک و بغل میکنه
دو ماه بعد ا،ت ویو
تو یه این دو ماه با کوک رابطم خیلی بهتر شده یکبار باهم خوابیدیم با عشق باهاش رابطه داشتم الآنم واقعا دوسش دارم خدمتکار ها جلوی کوک خیلی باهام خوبن ولی وقتی کوک نیست خیلی بد نگام میکنن چند بار که هواسشون نبود داشتم به حرف ها شون گوش دادم که میگفتن من هر،،،،،زم و کلی بهم فحش میدن تنها کسی که واقعا باهام خوبه اجوما نونا و به دختر خدمتکار هست که مهربونه اما خیلی ترسو و بشدت از کوک میترسه
کوک ا،ت و به اتاقش میبره و ا،ت و روی تخت میزاره ،ات هنوز داره گریه میکنه و صورتش قرمزه
کوک : ا،ت چرا داری گریه میکنی
ا،ت: همش تقصیر توعه
کوک : چرا
ا،ت: تو دخنرونگیمو گرفتی الان همه با تحقیر به من نگاه میکنن من نمیتونم تحمل کنم
کوک: ا،ت تو الان ملکه این عمارتی
ا،ت : کی گفته تو پادشاهی که من بخوام ملکه تو باشم تو فقط یه آدم عوضی که همه رو اذیت میکنی همه حرف هاشو با گریه میکنه
کوک: ا،ت ببین دارم باهات درست رفتار میکنم پس اعصبانیم نکن
ات،: گریهه
کوک : پرنسسم گریه نکن دیگه و ا،ت و بغل میکنه
ا،ت: هم از شدتت ناراحتی کوک و بغل میکنه
دو ماه بعد ا،ت ویو
تو یه این دو ماه با کوک رابطم خیلی بهتر شده یکبار باهم خوابیدیم با عشق باهاش رابطه داشتم الآنم واقعا دوسش دارم خدمتکار ها جلوی کوک خیلی باهام خوبن ولی وقتی کوک نیست خیلی بد نگام میکنن چند بار که هواسشون نبود داشتم به حرف ها شون گوش دادم که میگفتن من هر،،،،،زم و کلی بهم فحش میدن تنها کسی که واقعا باهام خوبه اجوما نونا و به دختر خدمتکار هست که مهربونه اما خیلی ترسو و بشدت از کوک میترسه
- ۴۷.۲k
- ۲۴ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط