{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‍ بیا برگردیم به زمان های خیلی دور..

‍ بیا برگردیم به زمان های خیلی دور..
زمانی که عاشقانش برای ابراز علاقه، سورپرایزهای لاکچری بلد نبودند..
زمانی که حتی به هم دوستت دارم هم نمیگفتند..
زمانی که خانه مان سقف گنبدی داشته باشد..
و من هر عصر، برایت چای دم کنم و کنج حیاط، منتظر رسیدنت باشم...
تو هم هر بار میرسی بگویی مگر نگفتم لباست برای این فصل کم است؟
سرما میخوری و روی دستم می افتی؟ ها؟!
یا برویی با وجود خستگی درز پنجره ها را بگیری..
اما هیچ وقت نگویی که مرا دوست داری...
باور کن اگر برگردیم به آن زمان ها حرفی از جدایی و
فاصله و طلاق نخواهیم زد.. یعنی جراتش را نخواهیم داشت..
همان لباس سفید و کفن سفید که همه میگویند..
آن موقع حتما مرا بیشتر دوست خواهی داشت..
شاید دیگر آن خانم مدرن و باسواد امروزی نباشم..
شاید برعکس امروزم که هیچ توانایی پخت و پزی ندارم،
آن زمان بوی قورمه سبزی بدهم..
نمیدانم.. فقط میدانم که راضیم دوستت دارم را از زبان تو نشنوم..
اما با کارهایت برایم آن را ثابت کنی..
اما زیبا صدایم کنی.. نگاهم کنی.. طوری که هیچ کس را به جز من نمیبینی...
اصلا حالا که فکرش را میکنم، نیازی نیست که به گذشته ها برگردیم..
بیا مثل عشق مادر بزرگ
و پدربزرگ هایمان هم دیگر را دوست داشته باشیم..
شاید مدرن باشم، کدبانو نباشم، شاید اصلا بوی قورمه سبزی هم ندهم..
اما.. در همین عصر ارتباطات که احساسات روز به روز کشته میشوند
قول میدهم..
دوستت داشته باشم...
دیدگاه ها (۲۵)

(وقتی که ترکش کردی و برای همیشه از دستت داد...)

سناریو: (وقتی رنگ پوست...)(وقتی رنگ پوستت ازش تیره تره و بهش...

نقدی بر انیمیشن «مینیون‌ها و هیولاها»

پروانه جان

.#دلیاخــــــــلاقم ...............    حکم ميکــــــنه.........

مرد بی رحم

✦ اولین گناه ✦فصل چهارم: دو شکارچی، یک طعمه — قسمت اول---پای...

#تکپارتیموضوع:(وقتی سه، چهار ماه از رابطه‌ مون میگذره ولی ما...

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۱۸" در آغوش رویای آبی ات "...

میبخشی پارت ۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط