{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آخرین بوسـہ

آخرین بوسـہ


روزها گذشت، اما چیزی بینشون تغییر کرده بود.

نه فاصله‌ی معمولی… یه جور سکوت حساب‌شده.

تهیونگ کمتر حرف می‌زد.

بیشتر نگاه می‌کرد.

جئون اما هنوز فکر می‌کرد همه‌چی تحت کنترله.

هنوز باور داشت تهیونگ “مال” خودشه.

اما نمی‌دونست تهیونگ، دیگه مدت‌هاست تصمیم گرفته.

یه شب، تهیونگ تنها بود.

گوشیش رو برداشت.
الان وقتشه…

و تماس قطع شد.

پارت ۳؟
دیدگاه ها (۰)

آخرین بوسـہ آخرین پک سیگارش رو عمیق کشید و نگاهش رو دوخت به ...

آخرین بوسـہ روزها گذشت، اما چیزی بینشون تغییر کرده بود.نه فا...

chapter 2p18تهیونگ با اون پوزخندِ مرموزش، مستقیم به ا.ت خیره...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط